چکيده پايان نامه هاي حديثي - هوشمند، مهدی - الصفحة ٥٦
كريم و نهج البلاغة و نظريات انديشمندان، از نكات بحث شده در اين پايان نامه است. در تمام ادوار گذشته، حكومت هاى مختلف و متفاوت با اشكال گوناگون در اين جهان، ايجاد گرديده كه با توجّه به مضمون كلّى و هدفى كه آنها را تشكيل مى داد، در واقع، به دو نوع حكومت قابل تقسيم است: نوع اوّل، حكومت هاى وابسته به اميال غريزى، تحت عنوان «قدرت طلبى»، اعم از فردى يا گروهى يا طبقاتى. نوع دوم، حكومت هايى كه منبعث از دين و موقوف بر فرمان و احكام الهى است و پيامبران آورنده آن بوده اند. نگارنده در تحقيق خود بر آن است تا مسير واقعى و تاريخى حكومت، و زمامدارى را با توجّه به عوامل پيدايش آن از ديدگاه حضرت على عليه السلام ،مورد بررسى قرار دهد. و همچنين اين بحث مطرح شده كه آيا حكومت و ولايتى كه در زمان حضرت نبى اكرم بوده است، در بعد از رحلت ايشان نيز عينا متجلّى شده است؟ و اين كه چه حكومتى و در چه شرايطى و با چه اوصافى براى فرد حاكم، مدّ نظر يگانه نكويى دهنده حكومت عدل الهى، يعنى حضرت امير عليه السلاماست همچنين بر آن بوده كه مشخّص كند به غير از قرآن كريم، آيا كتب معتبر ديگرى چون نهج البلاغة، به اين امر پرداخته است يا خير؟ و نقاط اشتراك و افتراق آنها كدام است؟ اين رساله از پنج فصل تشكيل شده است: در فصل اوّل، ضمن تعريفى خلاصه از كتاب شريف نهج البلاغة، حكومت به طور كلّى به دو قسمت تقسيم شده و سپس، درباره تاريخچه مطالعاتى بحث، مطالبى عنوان شده است. گرچه موضوع