چکيده پايان نامه هاي حديثي - هوشمند، مهدی - الصفحة ٣١
نگارنده، تمام اين قضايا را به كتبى كه از قرن سوم هجرى تاكنون منتشر شده، منتسب مى داند. ديدگاه مفسّران و مورّخان درباره اين افسانه، طى بحث ديگرى انعكاس يافته است. مؤلّف، اين ديدگاه ها را به سه دسته اصلى تقسيم كرده است: ١ . پذيرش صحّت اين افسانه، ٢ . تأويل و توجيه افسانه، ٣ . انكار و ردّ اصل مسئله. در همين فصل، آرا و اقوال مشاهيرى كه اين قصّه را به گونه اى نقل كرده اند كه ظاهر در پذيرش صحّت و قبول ظاهر آن است، آمده كه اين عدّه عبارت اند از: جاراللّه زمخشرى، ابوالحسن واحدى، احمد بن سهل بلخى، يونس بن بكير، سعد واقدى، ابن جرير طبرى، محلّى، جلال الدين سيوطى، ابن اثير جَزَرى و ابوالربيع سليمان بن موسى، كه هر يك، دلايلى نيز بر صحّت اين خبر، اقامه نموده و از آن، دفعِ مفسده كرده اند. نيز نظر مستشرقانى همچون: رژى بلاشر، مونتگمرى وات، كنستانت ديرژيل، ادمونت رابت، موريس گدمُرى، كارل بروكْلمان، بوهل، و نيز گفتار صاحب نظرانى همچون: ابن حبّان، ابوالفتوح رازى، بيضاوى، عبدالرحمان بن احمد سهيلى، فخرالدين رازى، شوكانى، آلوسى، عمر فرّوخ و سيّد قطب در ردّ اين افسانه آمده است و همچنين، نظر عدّه اى كه قائل به توجيه و تأويل قصّه شده اند (مانند ابن حجر عسقلانى)، با استناد به ادلّه عقلى و نقلى، به تفصيلْ ارائه شده است. نگارنده، در پايان، خلاصه اى از پايان نامه خود را آورده است. وسعت دامنه منابع و مراجعه به بيش از يكصد كتاب ـ چنان كه خود نگارنده در مقدّمه اشاره كرده ـ از ويژگى هاى اين پايان نامه است.