چکيده پايان نامه هاي حديثي - هوشمند، مهدی - الصفحة ٢٣٦
و پس از او پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام است. ب . به معناى سرپرستى و راهبرى، كه ضرورى جامعه است و غفلت از آن، عواقب زيانبار بسيارى را در جوامع اسلامى در بر داشته است. در اين قسمت به فطرت و همچنين سيره پيامبر بزرگوار استناد شده، و اين كه در زمان غيبت، سرپرستى جامعه مسلمانان با ولىّ فقيه جامع شرايط رهبرى است؛ زيرا اين مقام، ثابت است و مقام، غير از فرد است، و با نبود فرد، مقام از بين نمى رود. در بخش ديگر پايان نامه، حكومت در نهج البلاغة به طور اجمال مورد بررسى قرار گرفته است. از مهم ترين و فراوان ترين مباحث نهج البلاغه، مبحث حكومت است. با اين كه على عليه السلامپيشواى دينى است و امامت دينى جامعه را دارد، درباره حكومت، بسيار تأكيد كرده است و در عين حال، آن را بى ارزش تر از كفش لنگه اى پاره و آب دهان بُز دانسته است؛ زيرا حكومت، فى نفسه، ارزشى ندارد، امّا به خاطر هدفى كه بر آن مترتّب مى گردد، ارزش بالايى خواهد داشت. از مباحث مهم ديگر كه به بهترين شيوه در نهج البلاغة مطرح شده «رابطه والى و رعيّت» است و از زيباترين مباحث در اين زمينه، عهدنامه حضرت على عليه السلام به مالك اشتر، سردار رشيد اوست. عنوان مبحث ديگر اين بخش، «اهل بيت و حكومت» است. در پايان مبحث حكومت، به سكوت تلخ و شكوهمند على عليه السلاماشاره شده، كه آن بزرگوار براى حفظ وحدت مسلمانان صبر كرد و حقّ حكومت را ـ كه مهم بود ـ فداى وحدت مسلمانان ـ كه اهم بود ـ نمود. آخرين بخش از اين مجموعه به بيان حقيقت ولايت اختصاص يافته، و اين كه «ولىّ» از اسماى حق و دائمى است. همچنين درباره اتّحاد