چکيده پايان نامه هاي حديثي - هوشمند، مهدی - الصفحة ٢٣٥
ولايت از ديدگاه نهج البلاغة بيشتر مدّ نظر وى بوده است. در بحث هاى مقدّماتى، سخنى كوتاه درباره شخصيت على عليه السلامبيان شده و در قسمت بعد به عظمت نهج البلاغةى او اشاره شده است. در مبحث بعد، قبل از شروع بحث، ولايت از لحاظ واژه و ريشه در كتب لغت مورد بررسى قرار داده است. مطالب بخش بعدى درباره اقسام ولايت است. نگارنده، چهار قسم براى ولايت عنوان كرده و توضيح مى دهد كه عبارت اند از: ولايت محبّت، ولايت امامت، ولايت تكوينى و ولايت تشريعى. در قسم اوّل (ولايت محبّت) آمده كه ضرورت دوستى اهل بيت و اين كه دوستى آن بزرگواران، اجر رسالت و ناشى از دوستى حق است. همچنين درباره رمز دوستى على عليه السلام و اين كه دوستى وى، ايمان و دشمنى وى نفاق است، سخن به ميان آمده است. در بحث ولايت امامت كه به معناى پيشوايى دينى است، درباره نصب امام از جانب خدا و همچنين عصمت و علم او بحث شده است، و اين كه عصمت و علم در بالاترين حدّ آن، فقط شامل آل محمّد صلى الله عليه و آلهمى شود. بحث ديگر اين قسمت، درباره ولايت تكوينى يا ولاء تصرّف است كه در مرحله اوّل، مخصوص خداوند متعال و سپس، مختّص اولياى الهى به اذن الهى است و بالاترين مرتبه آن را اهل بيت عليهم السلامدارا هستند از مطالب مهم اين قسمت، بحث از هدايت به امر است كه مقام ويژه امام است و هدايت و راهبرى است. مطلب مورد اشاره ديگر، ولايت تشريعى است كه در دو معنا توضيح داده شده است: الف . به معناى وضع قوانين و احكام، كه اين ويژگى نيز از آنِ حق تعالى