چکيده پايان نامه هاي حديثي - هوشمند، مهدی - الصفحة ١٦٠
زبان مكنون در جان وى بگويد و ديگر اعضا خشوع تام تسليم و تعهّدش باشند. بديهى است انسان ذاكر، به خواست خداوند در شاه راه قرب به وى گام نهاده است. يكى از پيامدهاى لطيف و دقيق ذكر خدا، عشق به وى است؛ علاقه اى كه ذاكر را به گستره بى منت هاى قرب الهى مى رساند. اين پايان نامه، يك مقدّمه و سه فصل دارد. نگارنده در مقدّمه، ذكر خدا را از جمله ابزارهاى شناخت و تهذيب نفس را مى داند و بر اين عقيده است كه مراد از ذكرى كه دين مبين اسلام از پيرو خويش انتظار دارد، ذكر حقيقى و واقعى است، نه فقط ذكر زبانى. نويسنده، در فصل اوّل به معنا و مفهوم ذكر از ديدگاه فرهنگ نامه نويسان و مفسّران پرداخته و سپس، جايگاه ذكر را توضيح داده و بعد از آن، انواع ذكر را بيان كرده است. وى در بخش ديگر اين فصل، به تناسب، معناى ذكر كثير و انواع و مصاديق و مكان آن را توضيح داده و آن را از ديدگاه احاديث، بررسى كرده است. محور بعدى بحث او در اين فصل، اسباب ذكر است كه مهم ترين آنها توفيق الهى براى ذكر گفتن است. توسّل به معصومان نيز يكى از مصاديق ذكر خداست. در ادامه، مصاديق ذكر بيان شده است. قرآن، مصداق اعلاى ذكر است و به ترتيب، نماز، دعا، استغفار، تسبيح و تحميد، شكر، تهليل و تكبير، اسماى حُسنا و صلوات بر محمّد و آل وى صلى الله عليه و آله و سرانجام ياد مرگ و معاد، ساير مصاديق ذكر به شمار مى آيند. نويسنده، در ادامه، درباره زمان و مكان مناسب براى ذكر، سخن مى گويد. در پايان اين فصل نيز آثار ذكر را يادآور مى شود و آثار آن را در دو قِسم نتايج باطنى و آثار عملى در دنيا و آخرت، با ذكر روايات