چکيده پايان نامه هاي حديثي - هوشمند، مهدی - الصفحة ١٣
ضمن تصريح به اين كه ابتلا از ناحيه خداوند، قانونى حتمى و ثابت است، به اين مطلب نيز اشاره دارد كه ابتلا، قانونى عمومى است و مختصّ فرد يا افراد خاص يا زمان خاصّى نيست و حتّى گريبانگير خواصّ بندگان خدا (مانند پيامبران و اوليا) نيز مى شود، و اين كه ابتلاى خداوند، براى استعلام و يادگيرى و برطرف كردن جهل نيست؛ زيرا او به همه چيز، قبل از ايجاد و آفرينش علم دارد، بلكه از آن جهت انسان ها را مى آزمايد تا صفات درونى شان به منصّه ظهور برسد و شئون باطنى و لياقت ذاتى شان از كمال يا نقص، سعادت يا شقاوت، به مرحله فعليت درآيد تا آنان را به واسطه آنچه انجام مى دهند، پاداش دهد و يا مجازات كند، نه بر اساس علم خود. شرط اصلى ابتلا، اختيار است. بنا بر اين، امتحال در مورد موجود مختار، يعنى انسان، قابل تصوّر است؛ زيرا اگر انسان قدرت انتخاب و اختيار نداشت كه اطاعت كند يا عصيان ورزد، صابر باشد يا ناشكيبايى كند، و ايمان آورد يا كافر شود، امتحان و ابتلاى او از حكمت بى انتهاى پروردگار، به دور بود. ابتلاى انسان از سوى خداوند، آثار بسيار مفيد و ارزشمندى را در تكامل او دارد؛ زيرا صفات و سجاياى اخلاقى آدمى، تنها در معركه امتحان به نعمت ها و نقمت ها، خوشى ها و سختى ها و به طور كلّى در فراز و نشيب هاى زندگى تكوين مى يابند و تكميل مى شوند. لذا خداوند، هر كس را بيشتر دوست مى دارد، بيشتر گرفتار كرده، سخت تر امتحان مى كند. اين پايان نامه، از پنج فصل و هر فصل از بخش هايى تشكيل شده است. فصل اوّل، درباره معناى لغوى و اصطلاحى و بررسى لغات مترادف و متشابه ابتلاست. در فصل دوم، قانونى بودن اين سنّت الهى و وسايل و ابزارهاى آن،