چکيده پايان نامه هاي حديثي - هوشمند، مهدی - الصفحة ١٢١
ابن ابى الحديد، اين اثر ارزنده خود را در بهترين مقطع سنّى خود، يعنى ٥٨ سالگى شروع كرده و تصنيف اين كتاب، چهارسال و هشت ماه، به طول انجاميد. وى در ابتدا به شرح مشكلات لغوى و بيان معانى نهج البلاغة قناعت كرد؛ ولى بعدا آن را گسترش داد، به طورى كه شامل مباحث لغوى و نكات معانى و بيان و توضيح مشكلات صرفى و نحوى بود و در هر مورد، شواهد ديگرى از نظم و نثر، كه مؤيّد آن باشد، آورد و در هر فصل، كارها و وقايع تاريخى مربوط به آن را شرح داد. وى در مورد منابع تاريخى و كلامى، سعى كرده است كه از بهترين منابع گروه هاى مختلف، اعم از سنّى و شيعه، استفاده كند. اين روند در مباحث ديگر نيز مدّ نظر ابن ابى الحديد بوده است. نكته ديگرى كه اشاره به آن لازم به نظر مى رسد، اظهار نظرهاى مختلف درباره مذهب ابن ابى الحديد است. برخى بر تشيّع او و گروهى ديگر بر سنّى بودنش اصرار ورزيده اند؛ ولى با دقّت در اظهارات صريح او به خوبى آشكار مى شود كه شيعه امامى نيست. نويسنده در كتابش حكمت ها را در انتهاى جلد بيستم ذكر كرده است، كه حدود هزار حكمت است. وى اظهار كرده كه گرچه ممكن است برخى از اين حكمت ها از حضرت على عليه السلام نباشد؛ امّا بسيار نزديك و مشابه به كلام آن حضرت است. بنا بر اين، آنها را مكمّلى براى كتاب نهج البلاغة محسوب نموده است. اين پايان نامه از يك مقدّمه و دو فصل تشكيل شده است. در مقدّمه به تأثير اسلام بر زبان عربى و زندگى ادبى اعراب اشاره شده است و اهمّيت قرآن كريم و پيامبر صلى الله عليه و آله و حضرت على عليه السلام ، به عنوان اوّلين سرچشمه هاى ايجاد تحوّل در ادبيات دوره صدر اسلام، مورد