احمد موعود انجيل - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٠
آنان از طرف اسلام به خطر مى افتد و تغيير عادات ديرينه و مراسم كهن براى آنها امرى مشكل و سخت مى باشد، مصون نمى ماند و خواه ناخواه دسته هاى گوناگونى متعرض آن مى شوند.
در اين صورت اسلام ناچار است از اصل سوم حيات، حداكثر استفاده را بنمايد و زنجير دفاعى خود را مستحكم تر سازد، و الاّ انقلاب اصلاحى در نطفه خفه گرديده ديرى نمى پايد كه فروغ و گرمى آن به خاموشى و سردى مى گرايد.
ما اين نكته اساسى را در نخستين آيه اى كه درباره جهاد وارد شده به خوبى درمى يابيم. در اين آيه، نكته تشريع جهاد همان پاسخ به تعرضات دشمنان دانسته شده و اجازه داده شده كه مسلمانان از خود دفاع كنند:
(أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللّهَ عَلى نَصْرهِمْ لَقَدِيرٌ* الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقّ إِلاّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللّه...).[١]
«به كسانى كه به جنگ كشانده مى شوند اجازه دفاع داده شده است; زيرا آنان افرادى مظلوم و ستمديده اند و خداوند بر نصرف آنان تواناست. آنان (افراد مجاهد) كسانى هستند كه بدون جهت از ديارشان اخراج شده اند جز اين كه (جرم آنان اين بود) مى گفتند: پروردگار ما خداست».
اين آيه به خوبى نشان مى دهد، كه نخستين انگيزه تشريع جهاد، اين بود كه مسلمانان پس از تمركز در مدينه از حقوق خود دفاع و هر نوع ستم را از خود دفع نمايند.
اين نكته در آيات ديگرى نيز منعكس است، كه فقط به نقل و ترجمه يك آيه اكتفا مى نماييم:
[١] حج (٢٢) آيه ٩و ٤٠.