احمد موعود انجيل - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦
«سليمان وارث داود شد و گفت: مردم، زبان پرندگان به ما تعليم شده است».
سليمان سپاهى از انسان و جن و پرندگان تشكيل داده بود و همگى تحت فرمان او بودند، چنان كه مى فرمايد:
د) (وَحُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالإِنْسِ وَالطَّيْرِ...).[١]
«سپاهيان سليمان، از سه گروه جن و انسان و پرندگان حاضر شدند».
از مجموع اين آيات استفاده مى شود كه پرندگان بالأخص و تمام جانداران به طور اعم، از آگاهى خاصى برخوردارند و اگر انسان كاملى بر صفحه جهان حكومت كند، مى تواند با آنان سخن بگويد و از آنها در تحكيم نظام توحيدى و شكستن مظاهر بت پرستى استفاده كند.
گسترش آگاهى در جمادات
آيات قرآن به جمادات افعالى را نسبت داده است كه توأم با درك و آگاهى است. سقوط برخى از سنگ ها را از نقطه اى، معلول «خشيت» و «خداترسى» آنها مى داند، چنان كه مى فرمايد:
هـ) (...وَإِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ...).[٢]
«برخى از صخره ها از ترس خدا مى افتد».
در آيه اى يادآور مى شود كه «امانت را بر آسمان ها و زمين و كوه ها عرضه داشتيم، آنان از تحمل بار امانت ابا ورزيدند و ترسيدند و انسان آن را به دوش گرفت». چنان كه مى فرمايد:
و)(إِنّا عَرَضْنَا الأَمانَةَ عَلى السَّمواتِ وَالأََرْضِ وَالْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ
[١] نمل (٢٧) آيه ١٧.
[٢] بقره(٢) آيه ٧٤.