احمد موعود انجيل - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٧
جهان آن چنان است كه پس از دقت، جاى ترديد براى كسى باقى نمى ماند.
پرسش دوم
حضرت مسيح، فارقليط را چنين معرفى كرد كه، جهان نمى تواند او را قبول كند; زيرا كه او را نمى بيند و نمى شناسد در صورتى كه هزاران نفر حضرت محمد را ديدند و شناختند.
پاسخ
مقصود از ديدن در اين جا معرفت و شناسايى با ديده دل است و هرگز چنين معرفتى از ناحيه مسيحيان درباره پيامبر اسلام انجام نگرفت و يك چنين استعمال در ميان مردم، حتى خود عهدين فراوان ديده مى شود از باب نمونه:
از اين جهت با اينها به امثال سخن مى گويم كه مى نگرند و نمى بينند، و شنوا هستند و نمى شوند و نمى فهمند و در حقّ ايشان تمام مى شود نبوت اشعيا كه مى گويد: پيوسته خواهيد شنيد و نخواهيد فهميد، نظر كرده و خواهيد نگريست و نخواهيد ديد.[١]
هم چنين مقصود از «نشناختند» معرفت و شناخت كامل است و چنين «شناخت» كاملى به پيامبر اسلام در سطح جهانى و عمومى صورت نپذيرفت و چنين استعمالى در همه زبان ها و خود اناجيل زياد است; مثلاً تصريح مى كند كه، كسى پسر (مسيح) را جز خدا نشناخت در صورتى كه مسيحيان او را شناختند آن جا كه مى فرمايد: غير از پدر هيچ كس پسر را نمى شناسد.[٢]
[١] انجيل متى، باب١٣، جمله ١٣ـ ١٤.
[٢] همان، باب ١١، جمله ٢٧.