احمد موعود انجيل
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
احمد موعود انجيل - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١١
به رفتن خود كرده است، و اگر مقصود «روح القدس» باشد، نزول او بر حضرت مسيح وحتى بر خود حواريين مشروط به رفتن او نبوده است; زيرا به عقيده مسيحيان، روح القدس بر حواريون، زمانى كه حضرت مسيح خواست آنان را براى تبليغ به اطراف بفرستد، نازل گرديد.[١]بنابراين هيچ گاه نزول او مشروط به رفتن مسيح نبوده است، ولى اگر بگوييم مقصود پيامبرى صاحب شريعت، آن هم شريعت جهانى است، در اين صورت، آمدن او مشروط به رفتن حضرت مسيح و منسوخ گشتن آيين او خواهد بود.
د) اثر نزول «فارقليط» سه چيز معرفى شده است: «جهانيان را به گناه و صدق و انصاف ملزم خواهد ساخت: به گناه، زيرا كه به من ايمان نمى آورند...».[٢]
مى دانيم «روح القدس» پنجاه روز پس از مصلوب شدن عيسى بر حواريان نازل گرديد و هرگز آنها را ملزم به گناه و صدق و انصاف ننمود و از ذيل جمله
[١] متى، باب ١٠، جمله ٢٩; لوقا، باب ١٠، جمله ١٧.
[٢] باب١٦، جمله ٧. در بسيارى از اناجيل قديمى، به جاى «ملزم» توبيخ آمده است وجمله دومى روشن تر و مناسب تر است. برخى از مفسران و نويسندگان مسيحى وقتى به اين جمله مى رسند و مى بينند كه هرگز اين جمله با روح القدس تطبيق نمى كند، با كمال جسارت مى گويند: منظور از رئيس جهانيان، همان شيطان است كه مردم را به گناه ملزم مى سازد و گواه اين مطلب اين است كه حضرت مسيح در آيه ٣٠ فرمود:
رئيس جهان مى آيد و در من حصه اى ندارد; يعنى بر مسيح غلبه نمى كند. اين تفسير، جز فكرى شيطانى، چيز ديگرى نيست; زيرا به فرض اين كه يك چنين رئيس جهانيان مردم را به گناه ملزم مى سازد، چگونه به صدق و انصاف الزام مى نمايد!؟
گذشته از اين، منظور از «ملزم كردن» در اين جا همان توبيخ است كه در بسيارى از اناجيل قديمى وارد شده است و امّا منظور از جمله اى كه در آيه ٣٠«رئيس جهانيان در من حصه اى ندارد» وارد شده اين است كه او شخصيت مستقل و جداگانه اى است و شاخه اى از نبوت مسيح نيست، بلكه او مكمل آيين اوست.