احمد موعود انجيل

احمد موعود انجيل - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥١

شخصى هم سفر شديد او را بر سر دو راهى رها نكنيد، بلكه به پاس هم سفرى، مقدارى او را مشايعت نماييد سپس از او جدا شويد، و راه خود را تعقيب كنيد.

آن مرد گفت: به راستى به شما چنين دستورى داده است؟ على فرمود: آرى. در اين موقع هم سفر على گفت: اگر گروه هايى از مردم جهان، پيرو او شدند روى همين اخلاق بزرگ اوست![١] اين جمله را گفت و على را، در حالى كه نمى شناخت، گواه گرفت كه من نيز بر آيين اسلام هستم.

جالب توجه اين كه، اين انقلاب روحى كه از مشاهده يك برنامه جزيى اسلام پيدا نمود، موجب شد از مقصد خود صرف نظر كند و همراه على(عليه السلام) به كوفه بيايد و آن گاه كه او را شناخت، اسلام آورد.[٢]

اگر عمل به معتقدات مذهبى، موجب گرايش ديگران به آيين است، در مقابل، اسلام زبانى و اكتفا به ظاهر، موجب انزجار مردم از آيين و مذهب مى باشد. بدين رو حضرت مسيح(عليه السلام)مى فرمايد:

«أشقى الناس من هو معروف عند الناس بعلمه، مجهول بعَمَلِه;[٣]

بدترين مردم كسى است كه ميان مردم به علم و دانش معروف گردد، ولى هرگز از او عمل به آن چه مردم را به سوى آن دعوت مى كند، ديده نمى شود».

لطيف ترين بيانى كه درباره اهميت تبليغ عملى از پيشوايان ما وارد شده است، اين جمله است:


[١] «لاجرم إنّما تبعه من تبعه لأفعاله الكريمة».
[٢] اصول كافى، چاپ جديد، ج٢، ص ٦٧٠.
[٣] بحارالانوار، ج٢، ص ٢٧٨.