احمد موعود انجيل

احمد موعود انجيل - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٠

مى داشت.

روزى نقاهت، استاد را از شركت در مجلس درس بازداشت و به من دستور داد كه به جلسه درس بروم و اعلام كنم درس، به دليل عارضه استاد تعطيل است.

وقتى من در جلسه درس با شاگردان رو به رو شدم ديدم محور بحث آنها درباره لفظ «فارقليط» است كه انجيل يوحنا از آمدن آن در باب هاى ١٤ و ١٦ و ١٥ خبر داده است. من پس از استماع سخنان و مذاكرات آنان به حضور استاد بازگشتم و او را از مذاكره و نظريات مختلف آنان پيرامون لفظ «فارقليط» آگاه ساختم. او از من پرسيد: شما چه نظرى را انتخاب كرده ايد؟ گفت: من نظر فلان مفسر را. او گفت: شما تقصير نداريد، ولى تفسير اين لفظ را در اين زمان جز، گروه قليلى كه در معارف مسيحى راسخ و استادند، كسى نمى داند. من فوراً خود را به پاهاى استاد افكندم و درخواست كردم كه مرا از حقيقت اين لفظ آگاه سازد. در اين لحظه اشك در ديدگان استاد بزرگوار حلقه زد و شروع به گريه كرد و گفت: من حاضرم اين حقيقت را براى تو فاش كنم، ولى اگر در حيات من، آن را به ديگران بازگو كنى، مقدمات قتل مرا فراهم نموده اى. من به او اطمينان دادم. او گفت: اين اسم از اسماى مبارك پيامبر اسلام است و به معناى احمد و محمد است، سپس كليد آن اتاقى را كه هرگز در اختيار من نمى گذاشت، به من داد و گفت: درِ فلان صندوق را باز كن و آن كتاب را بياور. من هر دو كتاب را نزد استاد آوردم. اين دو كتاب به خط يونانى و سريانى قبل از ظهور پيامبر اسلام، با قلم بر پوست نوشته شده بود و هر دو كتاب لفظ «فارقليط» را به معناى احمد و محمد ترجمه كرده بودند.

استاد افزود: علما و مفسران انجيل پيش از بعثت پيامبر اسلام، در اين كه فارقليط به معناى احمد و محمد است اختلافى نداشتند، ولى پس از ظهور آن