احمد موعود انجيل - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٣
بيان، دو شمشير برنده هستند كه بسيارى از موانع فكرى و وهمى را، كه در برابر گسترش يك مكتب صحيح وجود دارند، درهم شكسته و افرادى را، كه آمادگى براى پذيرفتن حق دارند، به سوى حقيقت رهبرى مى كنند و سلاح برنده پيامبر اسلام درباره ايين افراد، تنها همين بوده است و بس، تا جايى كه هرگاه در بحران نبرد، يك نفر از مشركان از فرمانده سپاه اسلام درخواست كند به او اجازه دهد كه به سوى آنان بيايد تا سخن خدا و دلايل اسلام را بشنود، بايد فرمانده كل قوا با درخواست وى موافقت كند، حتى اگر دلايل توحيد در دل او مؤثر نيفتاد و خواست به سمت بت پرستان بازگردد بايد او را به «مأمن» و نقطه اى كه در آن جا بوده بازگرداند. اين حقيقت را آيه زير با صراحت كامل مى رساند:
(وَأَنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُونَ).[١]
«اگر فردى از مشركان از تو پناهندگى بخواهد، به او پناه بده تا سخن خدا را بشنود سپس او را به منزلگاه خود برسان; زيرا آنان افراد بى اطلاعى هستند».
توجه قرآن به اهميت قلم و بيان به اندازه اى است كه سوره اى به نام «قلم» دارد و در نخستين سوره اى كه بر پيامبر نازل شده (و به سان نطق هاى افتتاحى، روشنگر اجمالى هدف عالى اسلام است) از قلم و علم سخن به ميان آمده است و پيامبر اسلام در طول رسالت خود همواره سپاه تبليغ خود را به اطراف و اكناف اعزام مى كرد، و از اين راه افراد آماده را به حقيقت اسلام رهبرى مى نمود.
ولى از اين مطلب نبايد غفلت ورزيد كه تأثير قلم و بيان بسيار محدود و انعطاف مردم در برابر سخنان حق بسيار متفاوت است: گروهى آن چنان به عادات
[١] توبه(٩) آيه ٦.