احمد موعود انجيل

احمد موعود انجيل - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢

در تمام مراحل، دو اثر ياد شده را ـ كه حقيقت آنها نيز يكى است ـ دارد.

بنابراين كه وجود را منبع تمام كمالات بدانيم و براى آن بيش از يك حقيقت قائل نشويم بايد چنين نتيجه بگيريم: هرگاه وجود در مرتبه اى از مراتب هستى، مانند موجودات جاندار، داراى اثرى (علم و ادراك) گرديد، حتماً بايد اين اثر در تمام مراحل وجود، نسبت به سهمى كه از وجود دارد، محقق باشد، و در غير اين صورت يا بايد وجود، سرچشمه كمالات نباشد، يا براى وجود حقايق متباين تصور كنيم و حقيقت آن را در مرتبه جاندار، با آن چه در مراتب گياه و معدن است، مغاير و مباين بدانيم; زيرا معنا ندارد; يك حقيقت در مرتبه اى داراى اثرى باشد و در مرتبه ديگر فاقد آن; به عبارت ديگر هرگاه وجود داراى حقايق مختلف و متباين بود، جا داشت كه در نقطه اى داراى اثرى باشد و در نقطه ديگر نشانه اى از آن نباشد; ولى هرگاه براى آن يك حقيقت بيش نباشد و تفاوت مصاديق آن، روى شدت و ضعف مراتب باشد در اين صورت معنا ندارد كه يك حقيقت در مرحله اى داراى اثرى باشد و در مرتبه ديگر دارا نباشد.

اين خلاصه برهان فلسفيى است كه مرحوم صدرالمتألهين در اسفار[١] در موارد مختلفى در مورد آن بحث و گفتگو نموده و مى گويد: ظواهر آيات قرآن اين حقيقت را تأييد مى كند، آن جا كه مى فرمايد:

(...وَإِنْ مِنْ شَىْء إِلاّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلكِنْ لا تَفْقهُونَ تَسْبيحَهُمْ...).[٢]

«همه موجودات با ستايش خود خدا را تنزيه مى كنند ولى شما از نحوه تسبيح آنها آگاه نيستيد».


[١] ج ١، ص ١١٨ و ج٦، ص ١٣٩ـ ١٤٠.
[٢] اسراء(١٧) آيه ٤٤.