احمد موعود انجيل - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٨
است كه پس از مسييح مى آيد نه روح القدس:
١. بايد توجه كرد از برخى تواريخ مسيحى استفاده مى شود كه پيش از اسلام در ميان علما و مفسران انجيل مسلم بود كه «فارقليط» همان پيامبر موعود است. حتى گروهى از اين مطلب سوء استفاده كرده و خود را «فارقليط» موعود معرفى نموده اند; مثلاً منتس كه مردى رياضت كش بود و در قرن دوم ميلادى مى زيست، در سال ١٨٧ ميلادى در آسياى صغير مدعى رسالت گرديد و گفت: من همان فارقليط هستم كه عيسى از آمدن او خبر داده است و گروهى از وى پيروى كردند.[١]
٢. از آثار و تواريخ مسلم اسلامى كاملاً استفاده مى شود كه سران سياسى و روحانى جهان مسيحيت در روزهاى بعثت پيامبر اسلام همگى در انتظار پيامبر موعود انجيل بودند از اين جهت هنگامى كه سفير پيامبر نامه او را به زمامدار حبشه داد او پس از خواندن نامه رو به سفير كرد و گفت: من گواهى مى دهم كه او همان پيامبرى است كه جهان اهل كتاب، در انتظار او هستند. و همان طور كه حضرت موسى از نبوت حضرت مسيح خبر داده، او نيز از نبوت پيامبر آخرالزمان بشارت داده و علايم و نشانه هاى او را معين كرده است.[٢]
وقتى نامه پيامبر به دست قيصر رسيد و نامه را مطالعه كرد و درباره پيامبر اسلام تحقيقاتى به عمل آورد، در پاسخ نامه آن حضرت چنين نوشت: نامه شما را خواندم و از دعوت شما آگاه شدم، من مى دانستم كه پيامبرى خواهد آمد، ولى گمان مى كردم كه اين پيامبر از شام برخواهد خاست....[٣]
[١] انيس الاعلام، ج٧٢ ص ١٧٩ به نقل از تاريخ «وليم ميور» كه در سال ١٨٤٨چاپ شده است.
[٢] طبقات كبرى، ج١، ص ٢٥٩; سيره حلبى، ج٣، ص ٢٧٩.
[٣] الكامل، ج٢، ص ٤٤.