اصول اخلاق فردى

اصول اخلاق فردى - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٧٢

كسى كه داراى چنين يقينى باشد به لوازم آن نيز ملتزم مى‌شود، زيرا تفاوت ميان ايمان و يقين به همين است كه چه بسا انسان ايمان به چيزى دارد ولى بعضى از لوازم آن را فراموش مى‌كند و در نتيجه، عمل منافى با ايمانش انجام مى‌دهد، به خلاف يقين كه ديگر با فراموشى نمى‌سازد، زيرا اگر كسى عالم و مؤمن به روز حساب باشد و همواره به ياد آن روزى باشد، كه به حساب كوچك و بزرگ اعمالش مى‌رسند، مرتكب گناهان نگرديده بلكه نزديك قُرق‌گاه‌هاى خدا هم نمى‌شود. «١» از اين رو برخى رواياتى كه در بيان معنى و تفسير يقين آمده، آن را به لوازم و آثارش تعريف كرده‌اند.
از رسول خدا (ص) نقل شده كه فرمود:
از جبرئيل پرسيدم تفسير يقين چيست؟ گفت: مؤمن به گونه‌اى براى خدا عمل كند كه گويا او را مى‌بيند، و اگر او خدا را نمى‌بيند، خدا او را مى‌بيند. و يقيناً بدانچه كه به او رسيده ممكن نبود از او بگذرد و آنچه از او گذشته ممكن نبود به او برسد. «٢» از امام رضا (ع) سؤال شد: يقين چيست؟ فرمود:
توكّل بر خدا و تسليم او شدن، راضى به قضاى الهى بودن و همه امور را به خدا واگذاردن. «٣» يقين، كمال ايمان‌ يقين، اشرف فضائل اخلاقى و افضل كمالات انسانى و برترين درجه كمال ايمان است و كسانى كه به آن دسترسى پيدا مى‌كنند، بسيار اندك هستند. رسول خدا (ص) مى‌فرمايد:
الْيَقينُ الْايمانُ كُلُّهُ. «٤» يقين، همه ايمان است.