اصول اخلاق فردى

اصول اخلاق فردى - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٣٢

سرگذشت آنان دعوت نموده است. قرآن كريم تنها به بيان وقايع تاريخى اكتفا نكرده بلكه همراه با آن، عوامل مؤثر در سرنوشت ملتها را نيز ذكر كرده است. يعنى آنچه رمز موفقيّت، پيروزى و عزّت فرد و يا امّتى، و يا عامل شكست، ذلّت و هلاكت قومى در گذشته بوده، نيز مدّ نظر گرفته است. از آنجا كه تحوّلات تاريخ انسان بر اساس يك سلسله سنّت‌هاى تغييرناپذير الهى انجام مى‌گيرد، آنچه در گذشته بوده، در تاريخ حال و آينده نيز وجود دارد، لذا تاريخ گذشته مى‌تواند چراغ راه آينده باشد.
قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسيرُوا فِى الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبينَ‌ (آل عمران: ١٣٧)
پيش از شما سنّت‌ها و قانون‌هايى عملًا به وقوع پيوسته است. پس در زمين و آثار تاريخى گذشتگان گردش و كاوش كنيد و ببينيد پايان كار كسانى كه حقايق وحى را دروغ پنداشتند به كجا انجاميد.
حضرت على (ع) مى‌فرمايد:
بترسيد از عذاب‌ها و سختى‌ها كه بر اثر زشتكاريها و بدكرداريها به امّتهاى پيش از شما رسيد و پيش‌آمدهاى آنان را در نيكى و بدى يادآوريد و برحذر باشيد از اينكه مثل آنان شويد و هر گاه در تفاوت دو حالت (نيك و بد) آنان تفكّر نموديد پس اختيار كنيد آنچه را كه موجب عزّت آنان گرديد و دشمنان را از آنان برطرف ساخت، از پرهيز نمودن از جدائى و مهربانى كردن و يكديگر را به آن ترغيب و سفارش نمودن. و دورى كنيد از هر كارى كه مهره پشت پيشينيان را شكست و توانايى آنان را سست نمود از جهت كينه‌ورزى در دلها و دشمنى داشتن در سينه‌ها و پشت كردن اشخاص بر هم و يارى نكردن دست‌ها به يكديگر. «١» ج- تفكّر در انسان‌ «قرآن نفس انسان را به عنوان يك منبع معرفت ويژه نام مى‌برد. از نظر قرآن، سراسر خلقت، آيات الهى و علائم و نشانه‌هايى براى كشف حقيقت است. قرآن از جهان خارج‌