اصول اخلاق فردى

اصول اخلاق فردى - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٩٠

١- توكل لفظى:
يعنى انسان توكل بر خدا را زياد بر زبان جارى كند اما نه به آن عقيده و ايمان داشته باشد و نه تأثيرى در زندگيش بگذارد.
٢- توكل در عقيده:
اين توكل در صورتى است كه انسان به خدا ايمان داشته باشد و معتقد باشد رتق و فتق همه امور در دست اوست امّا در هنگام عمل بخصوص مواردى كه فاعليت خداوند در آن ناپيداست و دست موجود ديگرى خودنمائى مى‌كند خدا را فراموش كرده به غير او پناه مى‌برد.
٣- توكل در عمل:
وقتى نور ايمان سراسر وجود انسان را فرا گرفت و باور كرد كه مؤثر حقيقى تنها خداست آنچنان كه خود مى‌فرمايد:
وَ ما رَمَيْتَ اذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‌ (انفال: ١٧)
اى پيامبر وقتى تير انداختى تو نبودى كه تير انداختى بلكه پرتاب كننده تير خدا بود.
چنين شخصى جز او را شايسته توكل و اتكاء نمى‌داند زيرا باور كرده است كه:
ما شاءَ اللَّهُ لاما شاءَ النَّاسُ ما شاءَ اللَّهُ وَ انْ كَرِهَ النَّاسُ. «١» آنچه خدا بخواهد همان مى‌شود نه آنچه مردم بخواهند و آنچه خدا بخواهد مى‌شود اگر چه مردم نخواهند.
در اين صورت انسان بر او توكل كرده، براى او عمل مى‌كند و همه چيز را از او مى‌خواهد و مى‌داند غير او همه وسيله‌اند و اين بالاترين مرحله توحيد و توكل بر خداست.