اصول اخلاق فردى

اصول اخلاق فردى - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٧٨

مردم در مقام تسليم‌ «اسلام» از ماده «تسليم» گرفته شده است، بدين معنى كه مسلمان بايد تسليم پروردگارش باشد. بنابراين هر انسانى به مقدار تسليمش در برابر حق از روح اسلام برخوردار است.
مى‌توان مردم را در اين زمينه به سه گروه تقسيم كرد.
١- گروهى تنها در مواردى تسليم فرمان حقّند كه منافعشان تطبيق كند، آنها در حقيقت مشركانى هستند كه نام «مسلم» بر خود گذارده‌اند، و كارشان تجزيه احكام الهى به مصداق «نُؤمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ» «١» است حتى در آنجا هم كه ايمان مى‌آورند در حقيقت به منافعشان ايمان آورده‌اند نه به حكم خدا! ٢- گروه دوم كسانى‌اند كه اراده و خواستشان تحت‌الشعاع اراده و خواست خدا است و به هنگام تضاد منافع زودگذرشان با فرمان حق از آن چشم مى‌پوشند و تسليم فرمان خدا مى‌شوند، اينها مؤمنان و مسلمانان راستين‌اند.
٣- گروه سوّم كه بر دو گروه پيشين برترى دارند كسانى‌اند كه جز آنچه خدا اراده كند اراده‌اى ندارند، و خواست آنها خواست خداست.
آنها به جايى رسيده‌اند كه فقط چيزى را دوست مى‌دارند كه او دوست دارد و از چيزى متنفّرند كه او نمى‌خواهد.
اينها خاصّان و مخلصان و مقرّبان درگاه او هستند كه تمام وجودشان به رنگ توحيد درآمده و غرق محبت و محو جمال اويند. «٢» پايه‌هاى ايمان و نشانه مؤمن‌ دستيابى به كمال «ايمان» بر چهار پايه استوار است كه دو پايه آنرا رضا و تسليم تشكيل مى‌دهد.