اصول اخلاق فردى - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٦٥
محدوده انسانى نيز مىتوان آن را كليد شخصيت انسان محسوب كرد و يا به تعبير امير مؤمنان عليهالسلام:
اللِّسانُ ميزانُ الْانْسانِ. «١» زبان معيار سنجش انسان است.
و به گفته سعدى:
زبان در دهان اى خردمند چيست؟ كليد در گنج صاحب هنر چو در بسته باشد چه داند كسى كه گوهر فروش است يا پيلهور بنابراين كنترل و تربيت زبان در عين اين كه كارى مهم و با ارزش است، ظريف و دشوار است و مؤمن بايد، با استمداد از خدا و تلاش و جدّيت خويش، بر انجام اين مهمّ همت گمارد تا قلّههاى مكرمت و ارجمندى را فتح كرده، در اوج انسانيت و شرف جاى گيرد. پس ضرورت دارد كه نخست، حق و باطل را درك كند تا زبان را در بستر حق به كار گيرد و اولين گام، شناخت آفتها و نكبتهايى است كه گوهر ارزشمند زبان و سخن را به تباهى مىكشد.
برخى از آفات زبان ١- غيبت:
غيبت ياد كردن برادر دينى است به چيزى كه او راضى به آن نمىباشد. قرآن كريم در رابطه با زشتى اين گناه مىفرمايد:
وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً ايُحِبُّ احَدُكُمْ انْ يَأْكُلَ لَحْمَ اخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ (حجرات: ١٢)
و غيبت يكديگر را روا مداريد آيا يكى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد. البته كراهت داريد.