اصول اخلاق فردى - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٥٣
درس پنجم: عزّت «عزّت» حالتى است كه مانع شكست انسان مىشود و ريشه آن از «ارضٌ عِزازٌ» است يعنى زمين سخت و با صلابت «١»، كه نوك كلنگ و نيز آب در آن تأثير نمىكند.
اصل معناى عزّت، همان صلابت است، و در معانى غلبه، كميابى، سختى، غيرت و حميت نيز در قرآن به كار رفته و «عزيز»- كه از اسماى حسناى الهى است- يعنى كسى كه غالب است و مغلوب نمىشود. «٢» عزّت واقعى از آن خداوند غالب و قاهرى است كه هرگز مغلوب و مقهور نمىگردد، كمترين نيازى به غير خود ندارد و ماسوى اللّه كوچكترين نفوذى در حريم مقدس او نمىتوانند داشته باشند، از اين رو فرمود:
... انَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَميعاً ... (يونس: ٦٥)
راه منحصر به فرد كسب عزّت نيز، راه يابى به درگاه آن عزيز يگانه است؛ مَنْ كانَ يُريدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَميعاً (فاطر: ١٠)
علّامه طباطبايى در تفسير اين آيه مىنويسد:
آيه در صدد اين نيست كه بيان كند عزت، اختصاص به خدا دارد به گونهاى كه جز او كسى بدان دست نمىيابد و هر كسى در پى عزتمندى برآيد، چيز محالى را در خواست كرده است،