اصول اخلاق فردى

اصول اخلاق فردى - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٣٨

سرمايه‌اى جز عمر ندارم، اگر اين هم از دستم برود سرمايه‌ام را از دست داده‌ام و ديگر قدرت تجارت و به دست آوردن سود نخواهم داشت و امروز روز جديدى است كه خداوند به من مهلت داده و مرگم را به تأخير انداخته و اين نعمت را به من داده است اگر جان مرا گرفته بود، آرزو مى‌كردم كه يك روز ديگر مرا به دنيا بازگرداند تا در آن كار خيرى انجام دهم حال چنين فكر كن كه تو مرده‌اى و از خداوند تقاضاى بازگشت نموده‌اى و خداوند تو را بازگردانده است، پس بكوش تا امروز را ضايع نسازى بدرستيكه هر نفسى از نفسها، گوهر گرانبهايى است كه براى آن قيمتى نمى‌توان فرض كرد. «١» ٢- مراقبه‌ چون انسان با خود عهد و پيمان كرد كه از گناهان دورى كند و همه كوشش خويش را صرف انجام واجبات و كسب خشنودى خداوند نمايد، زمان وفاى به اين عهد و پيمان مى‌رسد و چون نفس براى انجام گناهان و پيروى از شهوات آمادگى بيشترى دارد ناخودآگاه بدانسو كشيده مى‌شود به همين جهت انسان پس از مشارطه براى اجراى عهد و پيمان بايد مواظب و مراقب خود باشد و بدون آن نمى‌تواند خود را اصلاح كند.
على (ع) مى‌فرمايد:
يَنْبَغى‌ أَنْ يَكُونَ الرَّجُلُ مَهَيْمِناً عَلى نَفْسِهِ، مُراقِباً قَلْبَهُ، حافِظاً لِسانَهُ. «٢» سزاوار است كه انسان، بر نفس خود مسلط باشد و قلب و زبانش را مراقبت نمايد.
٣- محاسبه‌ محاسبه آن است كه انسان در هر شبانه روز، وقتى را معين كند تا در آن خود را حسابرسى كند و طاعات و معاصى خود را بسنجد. «٣»