اصول اخلاق فردى - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٣٣
انسان به «آفاق» و از جهان درون انسان به «انْفُس» تعبير مىكند و از اين راه اهميّت ويژه نفس را گوشزد مىنمايد.» «١» سَنُريهِمْ آياتِنا فِى الْافاقِ وَ فى أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ (فصّلت: ٥٣)
ما آيات قدرت و حكمت خود را در آفاق جهان و نفوس بندگان كاملًا روشن مىگردانيم تا بر آنان آشكار شود كه او حق است.
وَ فى أَنْفُسِكُمْ أَفَلا تُبْصِرُونَ (ذاريات: ٢١)
و در نفوس خودتان آيا با چشم بصيرت نمىنگريد؟! د- عبرتگيرى از دنيا پستى و بى اعتبارى دنيا و تغيير و زوالپذيرى نعمتهاى آن، يكى ديگر از امورى است كه مىتواند موضوع تفكّر انسان و عبرتگيرى وى قرار گيرد. اين تفكّر، زمينه بى اعتنايى و بى توجّهى او را به دنيا فراهم كرده و در توجّه بيشترش به آخرت و ارزشهاى معنوى و اخلاقى نقشى سازنده و عميق داشته باشد.
از امام صادق (ع) نقل شده كه رسول خدا (ص) فرمود:
أَغْفَلُ النّاسِ مَنْ لَمْ يَتَّعِظْ بِتَغَيُّرِ الدُّنْيا مِنْ حالٍ الى حالٍ. «٢» غافلترين مردم كسى است كه از تغيّر دنيا از حالى به حال ديگر، پند نگيرد.
حضرت على عليهالسلام مىفرمايد:
وَاعْتَبِرْ بِما مَضى مِنَ الدُّنْيا ما بَقِىَ مِنْها فَإِنَّ بَعْضَها يُشْبِهُ بَعْضاً وَ آخِرَها لاحِقٌ بِأَوَّلِها وَ كُلُّها حائِلٌ مُفارِقٌ. «٣» از گذشته دنيا عبرت بگير براى آنچه از آن باقى مانده، زيرا بعض آن مانند بعض ديگر است و آخرش به اوّلش پيوسته و همه آن نابود شونده و از دست رونده است.