اصول اخلاق فردى - الهامى نيا، على اصغر و همکاران - الصفحة ٢٤
انسان در تركيب و خلقتش چهار جزء دارد و در نتيجه داراى چهار صفت است كه عبارتند از صفات: درندگى، حيوانى، شيطانى، و ربانى. از جهت اينكه غضب بر او مسلط مىشود، افعال درندگان را، كه دشمنى و بغض و هجوم بر مردم و زدن ديگرى است انجام مىدهد، و از جهت آنكه شهوت بر او غلبه مىكند، كارهاى حيوانات مثل زيادهطلبى و حرص و شهوت جنسى و غيره به او روى مىآورد، و از جهت آنكه خود امرى الهى است، همانطور كه خداوند مىفرمايد: «قُلِ الرُّوحُ مِنْ امْرِ ربّى» ادعاى ربوبيت دارد ... و از جهت آنكه در شناخت و ادراكش از حيوانات ممتاز مىشود، در حالى كه در غضب و شهوت با حيوانات شريك است، صفت شيطانيت دارد، يعنى موجود شرورى مىشود كه شناخت و ادراك خود را صرف پيدا كردن راههاى حيله و خدعه مىكند و شرّ را مانند خير نشان مىدهد. و هر انسانى جزئى از اين صفات چهارگانه را دارد و مجموع اين صفات، در قالب انسان به صورت خوك و سگ و شيطان و حكيم است. خوك همان شهوت است، و سگ همان غضب، و شيطان تحريك كننده شهوت خوك و غضب سگ، و حكيم همان عقل است، كه مأمور است تأكيد شيطان را دفع كند. «١» تمام فضائل اخلاقى و صفات نيك، و نيز همه رذايل و صفات زشت، از همين چهار صفت انسان سرچشمه مىگيرند و در واقع شاخههاى فرعى آنها هستند.