اخلاق مديريت (ج1)

اخلاق مديريت (ج1) - واثقی، قاسم - الصفحة ٨٩

بگو: «خدايا فرمان روايى از آنِ توست؛ به هر كس بخواهى عطا مى‌كنى و از هر كس بخواهى بازپس مى‌گيرى، هر كس را اراده كنى عزّت مى‌بخشى و هر كس را بخواهى خوار مى‌سازى. خوبى به دست توست و تو بر هر چيزى قادرى.» همچنين مؤمن، پُست‌ها و مقامات دنيوى و افراد و شخصيت‌ها را فانى و زودگذر مى‌بيند و هرگز راضى نمى‌شود حيثيت و آبروى خود را در برابر آن‌ها قربانى كند. ولى آن كه دلش از پرتو ايمان، منوّر نگشته و معارف الهى را دريافت نكرده، يا از ايمان ضعيف برخوردار است تن به چنين رذيلتى مى‌سپارد و دلش را به آن مى‌آلايد.
٣- نادانى‌ انسان آگاه و خردمند، پيش از هر اقدامى، فرجام آن را مى‌نگرد، در صورت سودمند بودن، اقدام مى‌كند و هر خردمندى مى‌داند كه در تملّق و چاپلوسى، آبروى آدمى از كف مى‌رود و آنچه به دست مى‌آيد، محبوبيت كاذب يا رياست زودگذر است و چنين دست‌آوردى با آن سرمايه، هرگز قابل قياس نيست؛ چنان كه امير مؤمنان عليه السلام فرمود:
«بَذْلُ ماءِ الْوَجْهِ فِى الطَّلَبِ اعْظَمُ مِنْ قَدْرِ الْحاجَةِ» «١» هزينه كردن آبرو در برابر «درخواست» همواره از مقدار نياز بزرگ‌تر است.
٤- احساس حقارت‌ همه كسانى كه به رذيله چاپلوسى آلوده شده‌اند، به شكلى از كمبود شخصيت و حقارت درونى رنج مى‌برند و براى جبران آن به تملق‌گويى روى مى‌آورند، در حالى كه چاپلوسى نه از حقارت آنان مى‌كاهد و نه بر شخصيت طرف مقابل مى‌افزايد. به داستان زير توجه كنيد:
روزى امام على عليه السلام از شهر «انبار» عبور مى‌كردند، كدخدايان آن ديار به پيشواز امام آمدند و جلو مركب امام، شروع به دويدن كردند. امام، از آنان پرسيد: «اين چه كارى است كه انجام مى‌دهيد؟» گفتند: اين رسمى است كه ما نسبت به بزرگان خود به جاى مى‌آوريم! امام فرمود: «به خدا سوگند! بزرگانتان از اين كار سودى نمى‌برند و شما نيز با اين‌گونه كارها، خود را در دنيا و آخرت به زحمت مى‌افكنيد.» «٢»