اخلاق مديريت (ج1)

اخلاق مديريت (ج1) - واثقی، قاسم - الصفحة ٣٩

«وجدان»، آدمى را پس از انجام كار، مورد بازخواست قرار مى‌دهد تا سره را از ناسره بازشناسد، بر كارهاى نيكو بيفزايد و از زشتى‌ها دست شويد و منظور از «وجدان كارى»، در كوتاه‌ترين و زيباترين كلام، خوب و دقيق و كامل انجام دادن كار است. اين تعبير از رهبر معظم انقلاب است:
هر كس و در در هر كجا كه هستيم، «وجدان كار» را در كارى كه به گردن گرفتيم و تعهد كرديم رعايت كنيم؛ چه اين كار شخصى يا كارى براى نان درآوردن باشد و چه كارى اجتماعى و مردمى و مربوط به دگيران باشد؛ همانند كارهاى مهمّ اجتماعى و مسؤوليت‌هاى كشورى. همه اين امور را با برخوردارى از وجدان انجام دهيم؛ آن را خوب و دقيق و كامل و تمام انجام دهيم و به تعبير معروف؛ «براى كار، سنگ تمام بگذاريم. «١» وجود وجدان و فعاليت صادقانه آن در نظارت و سنجش همه اعمال ما، امرى بديهى است؛ چنان كه پذيرفتن داورى آن نيز به ميزان سلامت انسانيت ما مربوط مى‌شود؛ يعنى تنها بيماران روانى، متخلّفان و مجرمان داورى وجدان را نمى‌پذيرند.
قرآن مجيد حضور و جايگاه وجدان را روشن و انكارناپذير دانسته و در كنار چشم و زبان- كه محسوس و عيان‌اند- از آن ياد كرده، مى‌فرمايد:
«الَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ» «٢» آيا براى انسان، دو چشم، زبان و دو لب قرار نداديم؟ و او را به راه خير و شرّ رهنمون گشتيم.
كه آيه آخر، اشاره به نيروى درونى يا وجدان دارد كه خوبى‌ها را از بدى‌هاى تشخيص مى‌دهد.
ضرورت اطاعت از وجدان‌ چنان كه ياد كرديم، حضور و داورى «وجدان» در همگان، بديهى است و نكته اساسى و كليدى در اين رابطه، پذيرفتن امر و نهى وجدان و كمك گرفتن از آن پديده‌