اخلاق مديريت (ج1)

اخلاق مديريت (ج1) - واثقی، قاسم - الصفحة ٦٤

* حضرت ابراهيم عليه السلام در كنار ايمان، علم و تقوا در صحنه مديريت تبليغى خويش از شجاعتى وصف‌ناپذير برخوردار بود به طورى كه يك تنه در برابر ملّت و دولت مشرك آن زمان قد علم كرد، بت‌هايشان را شكست و با منطقى قوى آنان را به توحيد دعوت كرد، گرچه آن نابخردان را خوش نيامد و اقدام به سوزاندش كردند، ولى قهرمان بت شكن توحيدى كمترين ترس و تزلزل را به دل خود راه نداد و مردانه و سرافرازانه به راه خويش ادامه داد و اهداف و آرمان والايش را محقق ساخت.
* شجاعت و دريادلى امير مؤمان على عليه السلام در همه صحنه‌هاى رهبرى و مديريتى او چون آفتاب بر همگان روشن است و رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله او را به شجاعت و هيبت مى‌ستايد. «١» امام عليه السلام خود در اين باره مى‌فرمايد:
خداوند، شجاعتى به من عطا فرموده كه اگر آن را ميان همه ترسويان عالم تقسيم كنند، جملگى شجاع مى‌شوند! «٢» * مالك اشتر نخعى از مديران و فرماندهان كاردان و دلاور حكومت علوى بود كه در ميدان نبرد چون صاعقه بر قلب دشمن فرود مى‌آمد و در ميدان سياست و اداره مملكت، مديرى لايق و كم نظير بود و امام على عليه السلام در جنگ و سياست، مسؤوليت‌هاى درجه اوّل را به او مى‌سپرد و آن گاه كه خبر شهادت آن سرباز سرافراز اسلام را شنيد، سخت گريست و پيرامون شهامت و لياقت او فرمود:
«رَحِمَ اللَّهُ مالِكاً لَوْ كانَ جَبَلًا لَكانَ فَنْداً وَ لَوْ كانَ حَجَراً لَكانَ صَلْواً لِلَّهِ مالِكٌ وَ ما مالِكٌ وَ هَلْ قامَتِ النِّساءُ عَنْ مِثْلِ مالِكٍ؟» «٣» خدا مالك را رحمت كند؛ اگر او را به كوه تشبيه كنم، تك كوه بود و اگر به سنگ تشبيه كنم، چون صخره بود. خدايا! مالك، چه مالكى؟ آيا زنان عالم، باز هم چون‌ اخلاق مديريت (ج‌١) ٦٩ ميوه‌هاى شيرين ص : ٦٩ مالك به دنيا مى‌آورند؟!