اخلاق مديريت (ج1) - واثقی، قاسم - الصفحة ١١٠
«شكور» «١» يعنى بسيار سپاسگزار است و از بندگان خويش نيز خواسته كه علاوه بر قدردانى از خدا، از واسطههاى نعمت و كسانى كه مستقيم و غير مستقيم به آنان خوبى كردهاند، تشكّر كنند، و زحمات يكديگر را سپاس گويند. امام سجاد عليه السلام مىفرمايد:
«يَقُولُ اللَّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى لِعَبْدٍ مِنْ عَبيدِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ؛ اشَكَرْتَ فُلاناً فَيَقُولُ: بَلْ شَكَرْتُكَ يا رَبِّ. فَيَقُولُ: لَمْ تَشْكُرْنى اذْ لَمْ تَشْكُرْهُ. ثُمَّ قالَ: اشْكَرُكُمْ لِلَّهِ اشْكَرُكُمْ لِلنَّاسِ» «٢» روز قيامت، خداوند از يكى از بندگانش مىپرسد؛ آيا سپاس فلانى را گفتى؟ پاسخ مىدهد: خدا يا من سپاس تو را به جاى آوردم. خداوند مىگويد؛ چون شكر او را بهجا نياوردى، سپاس مرا نيز نگفتهاى! امام سپس فرمود: «شاكرترين شما نسبت به خدا، سپاسگزارترينتان نسبت به مردم است.» قدردانى در حيطه مديريت الف- عموميت قدردانى اين خصلت ارزشمند بايد به صورت يك «ملكه» در مدير تجلى كند، بهگونهاى كه خدمت هيچ كس، بدون پاداش- گرچه زبانى- نماند و حتى پس از عزل، جابهجايى و يا درگذشت كاركنان مجموعه، فراموش نشود. دو نمونه از سيره بزرگان دين در اين زمينه بيان مىگردد:
١- محمد بن ابى بكر، از ياران و شيعيان واقعى امام على عليه السلام بود كه مدتى ولايت استان بزرگ مصر را به عهده داشت و در نبرد با نيروهاى معاويه به شهادت رسيد.
امام عليه السلام با شنيدن خبر شهادت محمد، طى نامهاى به عبدالله بن عباس نوشت:
محمد بن ابى بكر- كه رحمت خدا بر او باد- به شهادت رسيد. ما اين مصيبت را به