اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ١٤٣ - ب - حق شناسى
ندارد. از اين رو، دانشمندان برتمام افراد جامعه، بخصوص دانشجويانِ خود، حقوقى دارند كه رعايت نكردن آن سبب بازماندن از رستگارى و سربلندى و مايه ركود وبىبهره ماندن از علم و دانش است.
علاوه براين، انسان را در جرگه منافقان قرار مىدهد.
پيامبر اكرم صلىالله عليه و آله فرمود:
«ثَلاثَةٌ لا يَسْتَخِفُّ بِحَقِّهِمْ الَّا مُنافِقٌ: ذُوشَيْبَةٍ فِى الْاسْلامِ، وَامامٌ مُقْسِطٌ وَمُعَلِّمُ الْخَيْرِ»[١]
سه دسته هستند كه كسى جز منافق، حق آنها را سبك نمىشمارد: كسى كه در اسلام، مويش را سفيد كرده و امام عادل و كسى كه نيكى را به ديگران آموزش مىدهد.
در روايات اهل بيت عليهمالسلام حقوق زيادى در اين زمينه بيان شده است كه ما به بيان برخى از آنها بسنده مىكنيم:
الف- تكريم و تعظيم:
يكى از حقوق استاد برشاگرد، تكريم و احترام اوست كه از اهميت ويژهاى برخورداربوده و يكى از اسباب توفيق در تحصيل علم است. حضرت سجّاد عليهالسلام در رسالهاى كه به «رساله حقوق» معروف است، چنين مىفرمايد:
«وَامَّا حَقُّ سائِسِكَ بِالْعِلْمِ، فَالتَّعْظيمُ لَهُ ...»[٢]
حق استادت آن است كه او را بزرگ دارى.
ب- حق شناسى:
تقدير، تشكر و سپاسگزارى، يكى ديگر از حقوق استاد بر شاگرد است. شاگرد بايد به صورتهاى مختلف، بازبان، دادن هديه، ارسال نامه، تماس تلفنى و مانند آن مراتب حق شناسى خود را از زحمتهاى استاد، اعلام كند.
[١] - ميزان الحكمه، ج ٦، ص ٤٧٤
[٢] - تحف العقول، ترجمه على اكبر غفارى، ص ٢٦٦، اسلاميه