شخصیت و دیدگاههای فقهی امام خمینی - یوسفیان، نعمتالله - الصفحة ١٢٢ - اختیارات ولی فقیه
و امور اجرايى جامعه اسلامى به حدود و چارچوب احكام فرعى محدود نبود. بهعنوان مثال آن حضرت در زمان حكومتش بر اسب زكات بست»
كه يك حكم حكومتى بود و براساس مصالح زمان صورت گرفت، درحالى كه حكم فرعى زكات، در نُه مورد است و اسب از جمله موارد زكات نيست.
عين همين ولايت مطلقه، بطور قطع براى ساير ائمه : نيز ثابت است. چنانكه امام صادق ٧ در اين باره فرمود:
«وَلايَتُنا وَلايَةُ اللَّهِ الَّتى لَمْ يَبْعَثْ نَبِيّاً قَطُّ الَّا بِها» [٢]
ولايت ما همان ولايت خداوند استكه هيچ پيامبرى را جز به آن مبعوث نكردهاست.
اختيارات ولىّ فقيه
ولى فقيه نيز با لحاظ همين مناط و مدرك، در «سياستگذارى و اداره امت» از ولايت مطلقه برخوردار است. اين ولايت مطلقه لازمه اداره جامعه و منصب حاكم اسلامى است و بدون آن اداره جامعه ممكن نخواهد شد و تفكيك قائل شدن ميان پيامبر و ائمه : با ولى فقيه، در اين مورد، امرى باطل و غلط است. چنانكه امام خمينى قدس سره مىفرمايد:
اين توهّم كه اختيارات حكومتى رسول اكرم ٦ بيش از حضرت امير ٧ بود، يا اختيارات حكومتى حضرت امير ٧ بيش از فقيه است. باطل و غلط است ... ولايتى كه براى پيغمبر اكرم ٦ و ائمّه : مىباشد، براى فقيه هم ثابت است. در اين مطلب، هيچ شكى نيست. [٣]
همچنين مىفرمايد:
معقول نيست بين وُلات فرق قائل باشيم؛ زيرا والى، هركسكه باشد (پيغمبر، امام و فقيه) مجرى احكام الهى و اقامه كننده حدود خداوندى و گيرنده زكات و ماليات متصرف در
[١] - ر. ك: وسائل الشيعه، ج ٦، ص ٥١
[٢] - اصول كافى، ج ١، ص ٤٣٧
[٣] - ولايت فقيه، ص ٤٠ و ١١٢