شخصیت و دیدگاههای فقهی امام خمینی - یوسفیان، نعمتالله - الصفحة ٩٧ - ٩ - طرح مسائل جدید
فصل چهارم فقه و فقاهت
واژه «فقه» در قرآن كريم و احاديث، زياد به كار برده شده است. مفهوم اين كلمه در همه جا با تعمّق و فهم عميق همراه است. در قرآن كريم مىخوانيم:
( فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِىالدّينِ ...) [١]
چرا از هر گروهى از آنان [مؤمنان] طايفهاى كوچ نمىكند، تا در دين (و معارف و احكام اسلام) آگاهى يابند.
در اصطلاح قرآن و سنّت «فقه» علم وسيع و عميق به معارف و دستورهاى اسلامى است و به قسمت خاصّى منحصر نيست. [٢] با توجه به اين تعريف، فقه در چارچوب احكام شرعى فرعى، محصور نمىگردد، بلكه مجموعه معارف اسلامى اعم از مسائل اعتقادى، اجتماعى، سياسى، اقتصادى، حقوقى و حكومتى اسلام را در بر مىگيرد و مجموعهاى كامل، پويا، متحرك و سازنده را تشكيل مىدهد.
بتدريج واژه فقه در اصطلاح علما از اين معناى گسترده و فراگير بازگرفته شد و به «فقهالأحكام» [٣] اختصاص يافت. براساس اين اصطلاح، فقه، تنها بر بخشى از معارف دينى اطلاق مىگردد كه در برگيرنده احكام عبادات و معاملات است. درباره تعريف اصطلاحى فقه گفته شده است: «فقه، علم به احكام شرعى فرعى است كه از طريق ادلّه
[١] - توبه (٩)، آيۀ ١٢٢
[٢] - ر. ك: دورۀ كامل آشنايى با علوم اسلامى، شهيد مرتضى مطهرى، ص ٢٨٧-٢٨٨
[٣] - «فقهالأحكام» يعنى امورى كه هدف از آنها اين است كه انسان در خارج، عمل خاصى انجام دهد و ياعملى كه انجام مىدهد، چگونه باشد و چگونه نباشد و به عبارت ديگر قوانين و مقرّرات موضوعه. (ر. ك: دورۀ كامل آشنايى با علوم اسلامى، ص ٢٨٨)