شخصیت و دیدگاههای فقهی امام خمینی - یوسفیان، نعمتالله - الصفحة ١٠٢ - ه - تئوری اداره انسان و اجتماع
ديپلماسى بوده است يا نه؟ و نتيجهگيرى كنند كه چون بيان حكم خدا آثار و تبعاتى داشته است و بازار مشترك و كشورهاى غربى عليه ما موضع گرفتهاند، پس بايد خامى نكنيم و از كنار اهانتكنندگان به مقامِ مقدّس پيامبر و اسلام و مكتب بگذريم! [١]
پس از اين بيانات، سفارش مىكند:
ما بايد بدون توجه به غرب حيلهگر و شرق متجاوز و فارغ از ديپلماسى حاكم بر جهان درصدد تحقّق فقه عملى اسلام برآييم والّا مادامى كه فقه در كتابها و سينه علما مستور بماند، ضررى متوجه جهانخواران نيست. [٢]
از آنجا كه تحقق چنين فقهى نياز به پشتوانه مستحكم دارد، با ترغيب نيروهاى جوان و پر شور به عملى ساختن فقه غنى شيعه، پشتيبانى خود را از آن بيان كرده، مىفرمايد:
وَاللَّهِ اگر جوان بودم و قدرت حركت داشتم شخصاً مىرفتم و او [سلمان رشدى] را مىكشتم. [٣]
ه- تئورى اداره انسان و اجتماع
امام خمينى قدس سره معتقد بود كه فقه يك برنامه كامل و جامع براى زندگى مردم است كه توانِ اداره انسان و اجتماع را دارد و اين برنامه با احتياجات انسان، هماهنگ و موافق است، [٤] و بهترين شيوه زندگى و مايه تأمين سعادت دنيوى و اخروى انسان شمرده شده، در هر زمانى قدرت پاسخگويىِ نيازهاى فرد و جامعه را دارد. ايشان براساس چنين ديدگاهى از فقه مىفرمايد:
بايد دنيا بفهمد كه اسلام، برنامه دارد. اسلام براى همهچيز، براى همه زندگىها برنامهدارد ... بايد آنطورى كه هست احكام اسلام را معرفى كرد، گفت به دنيا كه ما
[١] - صحيفۀ نور، ج ٢١، ص ١٠٠
[٢] - ر. ك: همان
[٣] - پاسدار اسلام، شمارۀ ٨٨، فروردينماه ١٣٦٨، ص ١
[٤] - صحيفۀ نور، ج ١، ص ١٢٢