بررسی فقهی خروج از حاکمیت دینی - فرازی، صادق - الصفحة ٣٣ - الف ادل١٧٢٨ امر به معروف و نهى از منكر نسبت به حاكم اسلامى
يفعلوا ذلك نزعت منهم البركات و سلط بعضهم على بعض و لم يكن لهم ناصر فى الارض و لا فى السماء[١]
پيوسته امت من بر خير و نيكى هستند تا آنگاه كه امر به معروف و نهى از منكر نموده، در نيكى به يكديگر كمك مىكنند. پسآنگاه كه دست از اين كار كشيدند، بركتها از آنان گرفته مىشود و برخى از آنان بر برخى ديگر مسلط مىشوند و براى آنان ياورى در زمين و آسمان نخواهد بود!
٢. ان الله- عزوجل- لا يعذّب العامّة بعمل الخاصة حتى يروا المنكر بين ظهرانيهم و هم قادرون على ان ينكروه فلا ينكروه، فاذا فعلوا ذلك عذّب الله الخاصة والعامة. [٢]
همانا خداوند عزوجل توده مردم را به عمل اهل گناه عذاب نمىكند مگر اين كه آنان در پيش روى خود منكر را مشاهده كنند و قدرت بر نهى از منكر داشته باشند ولى نهى از منكر نكنند، كه در اين صورت خداوند عام و خاص را عذاب خواهد كرد.
سه. احاديثى از امام على ٧:
١. ايها المؤمنون، انه من رأى عدوانا يعمل به و منكرا يدعى اليه فانكره بقلبه فقد سلم و برى، و من انكره بلسانه فقد اجر و هو افضل من صاحبه. [٣]
اى مومنان، كسى كه ببيند بر مردم ستم مىكنند، يا آنها را به منكرى فرا مىخوانند. پس او در دل، آن را انكار كند، سالم مانده و مبرا از گناه است، و هر كه به زبان انكار كند از ثواب بهره يابد و مقامش از اولى برتر است.
٢. فمنهم المنكر للمنكر بيده و لسانه و قلبه، فذلك المستكمل لخصال الخير. و منهم المنكر بلسانه و قلبه والتارك بيده، فذلك متمسك بخصلتين من خصال الخير و مضيّع خصلة. و منهم المنكر بقلبه و التارك بيده و لسانه، فذلك الذى ضيع اشرف الخصلتين من الثلاث و تمسك بواحدة. و منهم تارك لانكار المنكر بلسانه و قلبه و يده، فذلك
[١] وسائل الشيعة،ج ١١،ص ٣٩٨.
[٢] مسند احمد،ج ٤،ص ١٩٢.
[٣] نهجالبلاغه،ترجمۀ فولادوند،حكمت ٣٧٣.
[١]
[١]بررسِی فقهِی خروج از حاکمِیت دِینِی، صفحه: ٣٣