تاريخ زندگانى امام هادى(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٩٤
موارد به چشم مىخورد، معلول ضعف و نابسامانى دستگاه خلافت از يكسو، و فشارها و ستمهاى دولتمردان نسبت به تودههاى مردم از سوى ديگر بود. در حقيقت زيان اين جريانات و كشمكشها بطور مستقيم متوجّه مردم مىشد و زندگى را بر كام آنان تلخ مىكرد. زيرا تودههاى مردم در چنين فضايى نه از نظر فكرى و اعتقادى احساس امنيّت مىكردند و نه از نظر زندگى مادّى و اقتصادى.
در كنار چهرههاى ستمگر، و خونريز ترك، عناصر ديگرى همچون «محمّد بن عبدالملك زيّات» و «احمد بن خصيب» در پست وزارت بودند كه با جنايات خود جوّ اختناق و وحشت را تشديد مىكردند.
در وصف جنايات «ابن زيّات» نوشتهاند: وى براى شكنجه و كيفر مخالفان حكومت، تنورى آهنين ساخته و ميخهاى فراوانى در آن نصب كرده بود. انسانهاى حقگوى و آزادىخواه را درون آن تنور مىافكند و شكنجه مىداد. «١» «ابن طقطقى» در وصف او نوشته است:
«وَ كانَ جَبّاراً مُتَكَبِّراً فَظّاً، غَليظَ الْقَلْبِ، خَشِنَ الْجانِبِ، مُبْغِضاً الَى الْخَلْقِ.» «٢» او فردى ستمگر، مغرور و متكبّر، سنگدل، خشن و دشمن كينهتوز مردم بود.
وى در پرتو برخوردارى از چنين ويژگيهايى همواره مورد توجّه خلفاى اين دوره بود و در خلافت معتصم، واثق و بخشى از خلافت متوكّل، پست وزارت را داشت. «٣» احمد بن خصيب، در آغاز منشى متوكّل بود و پس از آن وزير وى شد. او فردى تنگنظر و ستمگر بود. نمونهاى از ظلم و جنايت او را در زير مىخوانيد:
روزى ستمديدهاى به عنوان دادخواهى دست به دامن «احمد بن خصيب» شد. وى كه سوار بر اسب بود پا از ركاب خالى كرد و چنان بر سينه مظلوم بيچاره زد كه در جا كشته شد. يكى از شعرا در اين باره شعرى بدين مضمون سرود: