تاريخ زندگانى امام هادى(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٥٢
رعايت مصالح كلّى و دراز مدت اسلام و امّت مسلمان و رهبرى و جهت دادن مبارزه بر اساس شرايط سياسى- اجتماعى حاكم بر جامعه، پيوسته مورد نظر و توجّه آنان بود.
برخوردار نبودن تمامى يا اكثريّت حائز اهميّت افراد جامعه از آگاهى و درك عميق و شعور اسلامى- بدان حدّ كه آمادگى قربانى دادن و فداكارى در راه هدف را داشته باشند؛ حقّ را بگويند و تا سر حدّ مرگ از آن دفاع كنند هر چند به زيان خودشان باشد، و به قدرى از خود گذشته و مَحْو در حق باشند كه منافع شخصى خود را فداى اسلام و مصالح عمومى و اجتماعى كنند؛ و در يك سخن، حاكميّت اسلام و رهبرى پيشوايان معصوم را در تمامى شؤون و مظاهر زندگى بپذيرند- از مهمترين عواملى بود كه موجب مىشد امامان عليهم السلام نتوانند مبارزه را آنگونه كه خود مىخواهند شكل دهند و به اهداف سياسى موردنظر دست يابند.
در دوران امام هادى عليه السلام هر چند تعداد شيعيان و پيروان اهلبيت عليه السلام در مقايسه با دوران پيشوايان قبل، رو به فزونى نهاده و وحدت و انسجام بيشترى پيدا كرده بود؛ ولى تعداد آنان نسبت به تودههاى بىتفاوت يا وابسته و گرايشمند به حكومت ستمگر عباسى اندك بود. بيشتر افراد جامعه، هر چند در زير پرچم اسلام زندگى كرده، خود را مسلمان مىناميدند؛ ولى گرايشها و خواستههاى گوناگونى داشتند و زندگىشان بر مبناى رفاه مادى، لذّتهاى دنيوى و مصالح شخصى استوار بود.
آنان در طول دهها سال با زندگى بيگانه از اسلامِ زمامداران عباسى و پيش از آن، با زندگانى توأم، بلكه غرق در آلودگى و جنايت امويان- كه خود را به دروغ، حاكم اسلامى مىپنداشتند- خو گرفته بودند؛ خليفگانى كه در لااباليگرى و گسستن قيد و بندهاى دين و انسانيّت، پيشتاز بودند و براى سست كردن پايههاى عقايد دينى مردم و بيگانه ساختن آنان با پيامبر صلى الله عليه و آله و خاندان او، از رواج هر گونه فساد و فحشايى در جامعه اسلامى- تا آن حدّ كه به حكمرانى و سلطهجويى ايشان زيانى نرسد- فروگذار نبودند و كار به جايى رسيد كه انحراف از صراط مستقيم اسلام، عادتى جارى و روشى فراگير شده و در