تاريخ زندگانى امام هادى(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٠٦
پس از درگذشت او در اين سال، برادرش «محمّد» جانشين او گرديد. «١» «حسن» فردى بخشنده، فروتن و داناى به علم عربى و فقه بود. شاعرى در حضور او از وى تجليل كرد و گفت: خدا يكى، فرزند زيد نيز يكى است. «حسن» خشمگين شد و گفت: سنگ بر دهانت باد اى دروغگو! چرا نگفتى خدا يكى و پسر زيد بنده او است؟
سپس به سجده رفت و گونه خويش را بر خاك نهاد و شاعر متملّق را از بخشش محروم ساخت. «٢» ٥. قيام حسين بن محمّد تاريخ زندگانى امام هادى(ع) ١١٢ معتصم ص : ١١٢ حسين بن محمّد بن حمزه- كه نسبش به امام سجاد عليه السلام منتهى مىشود- به سال ٢٥١ در كوفه قيام كرد و والى آن شهر را وادار به فرار نمود. مستعين، «مزاحم بن خاقان» را مأمور سركوبى نهضت او كرد. بين نيروهاى «حسين» و «مزاحم» جنگ سختى در گرفت.
سرانجام نيروهاى حكومتى توانستند انقلابيّون را شكست دهند و وارد كوفه شوند؛ ولى از سوى مردم استقبال نشدند و بسوى فرمانده آنان سنگ پرتاب شد.
«مزاحم» كه از اين كار سخت خشمگين شده بود دستور داد شهر را به آتش بكشند. بر اثر اين جنايت، بيش از هفت بازار و بازارچه آتش گرفت. سپس سربازان او خانههاى علويان را مورد حمله قرار داده به هر كس دست مىيافتند او را دستگير و روانه زندان مىكردند. بنابر نقل «ابواسماعيل علوى»، «مزاحم» در كوفه هزار خانه را به آتش كشيد. «٣» ٦. جنبش اسماعيل بن يوسف