تاريخ زندگانى امام هادى(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١١٣
مىداشتند اموال فراوان و ثروت انبوهى در خزانه معتصم فراهم آمد؛ بگونهاى كه نوشتهاند: معتصم وقتى مرد اموالى كه از او بر جاى ماند عبارت بود از: هشت هزار دينار، هيجده ميليون درهم، هشتاد هزار اسب، هشتادهزار از ديگر چارپايان، هشت هزار برده و هشت هزار كنيز. «١» با اين حال هيچ يك از اين مناصب و مفاخر، عطش او را برطرف نكرد و جز وبال و پشيمانى حاصلى برايش نداشت. نوشتهاند: معتصم در بستر مرگ همواره اين آيه شريفه را مىخواند:
«... حَتّى اذا فَرِحُوا بِما اوُتوُا اخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَاذاهُمْ مُبْلِسوُنَ.» «٢» ... تا بدانچه به ايشان داده شده است خوشحال شدند (و دل به آن بستند)؛ ناگهان آنها را گرفتيم. در اين هنگام همگى مأيوس شدند.
و مىافزود: اگر مىدانستم مرم اين همه كوتاه است اين اعمال (و جنايات) را مرتكب نمىشدم. «٣» وَ افْسَدْتُ دُنْياىَ وَ دينى سَفاهَةً فَمَنْ ذَاالَّذى مِنّى بِمِصْرَعِهِ اشْقى؟
فَيالَيْتَ شِعْرى بَعْدَ مَوْتى ما ارى الى رَحْمَةِ الرَّحْمانِ امْ نارِهِ الْقى؟» - دنيا و دينم را از روى سفاهت و نادانى تباه كردم، پس چه كسى جايگاهى بدتر و شقىتر از من دارد؟
- اى كاش مىدانستم بعد از مرگ چه سرنوشتى خواهم داشت: آيا رحمت پروردگار مهربان نصيبم مىشود يا به درون آتش (خشم و غضب) او افكنده خواهم شد؟
مضمون آن گفته و اين شعر، گوياى اين است كه معتصم با جناياتى كه انجام داده بود- كه به شهادت رساندن امام جواد عليه السلام يكى از آنها است- به روشنى جايگاه خود را در آتش