تاريخ زندگانى امام هادى(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٤٣
در پى اين احساس، مسخ شدگان و جيره خواران حكومت، دست به كار شده و براى نشان دادن ميزان سرسپردگى خويش به طاغوت زمان و نيز حفظ مقام و موقعيّت خود در مدينه، از امام عليه السلام نزد متوكّل سعايت كردند و از او خواستند هر چه سريعتر نسبت به آن حضرت تصميم بگيرد و او را از مدينه تبعيد كند.
از گفته مسعودى بر مىآيد كه گزارشگران و سعايتكنندگان، افراد زيادى بودند. وى پس از نقل گزارش «بُرَيْحَه» به متوكّل مىافزايد: «نامههاى ديگرى نيز قريب به مضمون نامه بريحه براى متوكّل مىافزايد: «نامههاى ديگرى نيز قريب به مضمون نامه بريحه براى متوكّل فرستاده شد.» «١» علاوه بر اينكه در منابع تاريخى از دو فرد مختلف با دو عنوان به عنوان گزارشگر نام برده شده است. «٢» مسعودى و ديگرذان نوشتهاند: «بُرَيْحه» عباسى؛ متصدى امر نماز در مكّه و مدينه، طى نامهاى به متوكّل نوشت:
اگر تو را به حرمين (مكّه و مدينه) نيازى هست، على بن محمّد را از اين دو شهر اخراج كن؛ زيرا او مردم را بسوى خود خوانده است و گروه زيادى دعوتش را پذيرفتهاند. «٣» بنابر نقل شيخ مفيد «عبداللَّه بن محمّد» كه از سوى حكومت براى اقامه نماز و امور نظامى مدينه تعيين شده بود، ضمن اذيّت و آزار امام هادى عليه السلام، از آن حضرت نزد متوكّل بدگويى و سعايت كرد. «٤» شيخ مفيد به محتواى سعايت اشارهاى نكرده است. در بعضى منابع، محتوا و محورهاى سخن چينى وى موارد زير ذكر شده است: