تاريخ زندگانى امام هادى(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢٥٢
پولهاى زيادى انفاق مىكند. پس از بازگشت، درنامهاى موضوع را به امام حسن عسكرى عليه السلام گزارش كرد. امام عليه السلام در پاسخ نوشت:
ما دستور پرداخت دويست هزار دينار را به او داديم؛ ولى او تنها نيمى از آنها را پذيرفت. مردم حق ندارند در كارها و امورى كه ما اجازه اظهارنظر و دخالت در آنها را به آنان ندادهايم وارد شوند.
راوى مىگويد: على بن جعفر بر امام هادى عليه السلام وارد شد و آن حضرت دستور داد سى هزار دينار طلا به وى پرداخت كنند. «١» چند نكته از اين روايت چند نكته مهمّ استفاده مىشود.
١- على بن جعفر به نمايندگى از سوى امام هادى عليه السلام و امام حسن عسكرى عليه السلام پولهايى به افراد مى داد تا به مصارف مورد نظر آن دو بزرگوار برسانند.
٢- مبالغ پرداختى تنها به منظور تأمين نيازهاى شخصى افراد نبود؛ بلكه به انگيزههاى ديگرى كه به اهداف امامت مربوط مىشد، پرداخت مىگرديد. شگفتى «ابوطاهر» از فزونى انفاقها و گزارش آن به امام عليه السلام و نسبت دادن امام عليه السلام كار او را به خود و تأكيد بر اينكه اين گونه كارها از امورى است كه مردم عادى حقّ اظهار نظر و دخالت در آن را ندارند، همه مؤيد اين حقيقت است.
٣- ايّام حج كه مسلمانان براى انجام فريضه حج به مكّه مىروند، بهتريم فرصت و مناسبترين زمان براى انجام اين گونه كارها است. زيرا از يكسو دسترسى به افراد و توجيه آنان نسبت به رسالتها و مأموريتهايشان و نيز تداركشان در چنين ايّامى آسانتر است؛ از سوى ديگر، دستگاه خلافت نسبت به آنان حسّاسيّتى نشان نخواهد داد.
پس از متوكّل