تاريخ زندگانى امام هادى(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢٥٠
از گمراهى به هدايت رسيده و با دعاى او به حقّ بازگشتند. صفات پسنديده و سيره نيكوى وى بيش از آن است كه شمرده شود و روشنتر از آن است كه پنهان بماند. «١» * عثمان بن سعيد وى، در سنّ نوجوانى ودر حالى كه يازده سال از عمرش مىگذشت افتخار شاگردى امام دهم عليه السلام را پيدا كرد» ، و در اندك زمانى به پايهاى از رشد و تعالى ك پيشوا و مرشدش از او با وصف «ثقه» و «امين» خود ياد كرد.
«احمد بن اسحاق قمّى» مىگويد: به محضر امام هادى عليه السلام رسيدم و عرض كردم:
سرورم! كار من طورى است كه گاهى (در منزل) هستم و گاهى نيستم. زمانى هم كه هستم هستم دسترسى به شما برايم ميّسر نيست. در چنين مواقعى گفتار چه كسى را بپذيرم و از دستود چه كسى فرمان بريم؟ امام فرمود:
«هذا ابُو عَمْروٍ. الثِّقَةُ الامِينُ ما قالَهُ لَكُم فَعَنّى يَقُولُهُ، وَ ما ادَّاهُ الَيْكُمْ فَعَنّى يؤدّيه.» «٣» اين ابو عمر، مورداعتماد و امين (من) است. آنچه را كه او به شما بگويد از سوى من گفته است؛ و آنچه را او به شما القا كند از طرف من القا و ادا كرده است.
* على بن جعفر هُمانىّ على بن جعفر، مردى «ثقه» و دانشمند بود، وكالت امام هادى و امام حسن عسكرى عليها السلام را بر عهده داشت و كردارش موردپسند آن بزرگوار بود. «٤»