تاريخ زندگانى امام هادى(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢٤
و رشته هايش را به ستارههاى آسمان پيوسته است.
هيچ فضيلت و منقبتى نيست جز آن كه به او منتهى مىگردد و هيچ بزرگواريى نيست مگر آن كه حدّ تمام و كمال آن از آنِ اوست.
هيچ خصلت والايى بزرگ نمىنمايد جز آنكه دليلهاى آن در وجود او آشكار است، و او اين همه را به خاطر گوهر ذاتش يعنى سخاوتمندى كه از ويژگيهاى او و بزرگوارى كه از سرشت ارجمندش نشأت مىگيرد، شايسته گشته است وجودش مهذّب، اخلاقش منيع، راه و روشش معتدل، صفاتش برجسته و هر كار نيكى به وجودش آبادان و شايسته است. در شكوه، آرامش، پاكى و پاكيزگى و برازندگى، نبوى مسلك و علوى سرشت بود.
روحى پاك و همّتى والا داشت؛ بگونهاى كه كسى از مردم همسان او نبود و در اين راه دشوار امّا پسنديده، كسى به پاى او نرسيد و اميد رسيدن نيز نداشت. «١» ب- محمّد بن طلحه شافعى:
امّا مناقب على هادى عليه السلام: جلالت قدرش گوشها را پر كرده، و محبّتش در ژرفاى دلها همچون مرواريدهاى گرانبَها در داخل صدفها جا گرفته است. و اين همه خود گواهند كه وجود ابوالحسن على هادى عليه السلام به والاترين اوصاف آراسته است، و پس از مرتبه نبوّت، اوج عظمتها و والاترين شخصيّتها را داراست. «٢» مقام اصطفا امامان عليهم السلام همچون پيامبران الهى برگزيده حقّند از ميان مردم. خداوند در قرآن مىفرمايد: