تاريخ زندگانى امام هادى(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢٣٩
از دستوراتش و دورى از گناهان، پاداش نيكود مىدهد. چه آنكه خداوند، عادل و داراى حكمت بالغه است. «١» خدا ديدنى نيست مسأله رؤيت و عدم رؤيت خدا در روز قيامت از مسائل حادّ و جنجال برانگيز دوران پيشواى دهم عليه السلام بود؛ بگونهاى كه «واثق»، خليفه عباسى وقتى نتوانست با اين پرسش كه قرآن مخلوق است يا نه، «احمد بن واثق» را كه طرح ترور خليفه را ريخته بود از ميان بردارد، پرسش مربوط به «رؤيت خدا» در قيامت را مطرح كرد، و وقتى «احمد» در اين زمينه روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله مبنى بر رؤيت خدا در قيامت نقل كرد، خليفه همان را بهانه قرار داد و شخصاً او را به قتل رساند. «٢» احمد بن اسحاق مىگويد: نامهاى به محضر امام هادى عليه السلام نوشتم و در آن، از امام عليه السلام درباره ديدن خدا و اختلاف مردم در آن باره پرسيدم. امام عليه السلام در پاسخ من نوشت:
تا وقتى كه ميان بينده و چيزى كه ديده مىشود، هوايى كه شعاع ديد در آن نفوذ كند، وجود نداشته باشد، ديدن امكانپذير نيست. بنابراين، هرگاه، هوا در ميان نباشد، و در بين بيننده و شيىء ديده شده، روشنايى وجود نداشته باشد، ديدن معنى ندارد. و چنان چيزى اشتباه است. زيرا بيننده هرگاه در جهتى كه بين او و شيىء ديده شدنى است با هدف برابر شود، به اشتباه مىافتد، و اين همان، همانند دانستن خدا با چيزى است؛ زيرا ارتباط ميان اسباب و مسبّباب حتمى است. «٣» خلاصه استدلال امام عليه السلام براى محال بودن رؤيت خدا اين است كه اگر خدا بخواهد ديده