تاريخ زندگانى امام هادى(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢٣٧
* ابطال نظريّه جبر و تفويض ارزشمندترين و عميق تين اثار فرهنگى به يادگار مانده از پيشواى دهم عليه السلام رسالهاى است كه در پاسخ مردم اهواز در موضوع جبر و تفويض نوشته است. امام عليه السلام در آغاز اين رساله به اختلاف موجود در ميان شيعيان در مسائل اعتقادى اشاره كرده مىفرمايد:
آنچه را درباره اختلاف نظرهايتان در امر دين و بحث در تقدير الهى و نيز قول به جبر از سوى بعضى و قول به تفويض از سوى بعض ديگر، همچنين پراكندگى شما در مسائل اعتقادى و گسستگى ريسمان وحدتتان و دشمنيهايى كه بين شما به وجود آمده، نوشته بوديد. و از من خواسته بودنيد كه نظريّه حق را براى شما بيان كنم. فهميدم و از همه آنها آگاه شدم.
امام عليه السلام پس از اين مقدّمه، نظريّه مردم پايبند به اسلام را از دو حال خارج نمىداند: يا حقّ است و بايد از آن پيروى كرد، و يا باطل است كه بايد از آن دورى جست؛ سپس براى وحدت، قرآن را به عنوان محور و معيارى كه همه مسلمانان بدون هيچ اختلافى آن را قبول دارند معرّفى مىكند و نتيجه مىگيرد كه اگر قرآن به درستىِ مطلبى گواهى دهد بر همگان لازم است كه آن را بپذيرند.
امام عليه السلام پس از بيان اين مقدّمه اساسى و مستدلّ، به حديث ثقلين اشاره كرده و با استناد به آيات قرآن، آن را از موضوعاتى مىداند كه قرآن به درستى آن گواهى داده است. سپس براى تأكيد مطلب، رواياتى رااز پيامبر صلى الله عليه و آله در مورد اميرمؤمنان عليه السلام ذكر مىكند كه مورد اتّفاق شيعه و اهل سنّت است.
پيشوا تاريخ زندگانى امام هادى(ع) ٢٤٢ ط - حل معضلات علمى حكومت ص : ٢٤٢ ى دهم عليه السلام پس از ذكر اين مثال روشن براى ارجاع مسائل اختلافى به قرآن، و معيار قرار دادن كتاب خدا براى بازشناسى اخبار درست از اخبار نادرست، به تشريح موضوع مورد سؤال- يعنى جبر و تفويض- پرداخته و با بيانى روشن و رسا و ارائه آيات گوناگون، اعتقاد به هر يك از جبر و تفويض را باطل و درستى عقيده «الامر بين الامرين» را اثبات