تاريخ زندگانى امام هادى(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢٣١
* غلات سران اين فرقه عبارت بودند از: على بن حَسَكَه قمّى، محمّد بن نصير نميرى، حسن بن محمّد، معروف به ابن بابا قمّى، فارس بن حاتم قزوينى و قاسم بن يقطين قمّى.
على بن حسكه، معتقد به الوهيّت و ربوبيّت امام هادى عليه السلام و نبوّت و رسالت خود و سقوط همه واجبات و تكاليف دينى بود. محمّد بن نصيرنيز با ابن حسكه در مسائل ياد شده هم عقيده بود؛ علاوه بر آنكه قائل به تناسخ بود و از ازدواج با محارم، همچنين لواط را روا مىشمرد. «١» پيشواى دهم عليه السلام در برابر افراد ياد شده و عقايد كفرآميز موضع گرفت و ضمن اظهار بيزارى از ايشان، چهره پليدشان را براى همگان برملا كرد و يكى از آنان را كه وجودش براى جامعه اسلامى خطرناك بود مهدورالدّم دانست و فرمان قتلش را صادر كرد.
امام عليه السلام در پاسخ بعضى از شيعيان- كه درباره ابن حسكه و عقايد باطل او پرسيده بودند- نوشت:
ابن حسكه- كه لعنت خدا بر او باد- دورغ مىگويد و من او را در رديف دوستان خود نمىشناسم. خدا او را لعنت كند. سوگند به خدا، پروردگار، رسول خويش و پيامبران پيش از او را جز به آيين حنيف و نماز و زكات و روزه و حج و ولابت نفرستاد و پيامبر صلى الله عليه و آله جز به خداى يكتاى بى همتا دعوت نكرد.
ما جانشينان او نيز بندگان خداييم و به او شرك نمىورزيم. اگر او را اطاعت كنيك برما رحم خواهد كرد، و چنانچه از فرمانش سربتابيم گرفتار كيفرش خواهيم شد. من از كسى كه چنين سخنانى مىگويد بيزارى مىجويم و از چنين گفتارى به خدا پناه مىبرم. شما نيز از آنان دورى گزينيد و ايشان را در فشار و تنگنا قرار دهيد و چنانچه به هر يك از آنان دسترسى پيدا كرديد، سرش رابا