تاريخ زندگانى امام هادى(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٩٩
«فتح» با شنيدن سخنان امام عليه السلام به اشتباه خود پى برد و وسوسههاى شيطانى را از خود دور ساخت و به امامت آن حضرت معتقد گشت. «١» امام هادى عليه السلام در اين ديدار، متناسب با درك و آمادگى طرف، جايگاه امامت درنظام اعتقادى و عملى اسلام را با استناد به قرآن تشريح كرد، و با اعلام آگاهى از غيب و آگاه كردن طرف از آنچه كه در فكر او مىگذرد، شبههها و وسوسههاى شيطانى را از ذهن او زدود.
* ارائه كرامت و معجزه پيش از اين پارهاى از كرامات پيشواى دهم عليه السلام را كه در راستاى تبيين و تثبيت موضع امامت آن حضرت براى افرادبود- ذكر كرديم. اينك يك نمونه ديگر:
«محمّد بن اسماعيل كاتب» به نقل از پدرش مىگويد: در سامرّا «يزداد مسيحى» شاگرد «بُخْتِيَشوع» راديدم كه از خانه «موسى بن بغا» باز مىگذشت. با هم همراه شديم و به گفتگو پرداختيم. چون از كنار خانهاى گذشتيم «يزداد» گفت:
- صاحب اين خانه را مىشناسى؟
- كيست؟
- جوانى از اهل حجاز به نام على بن محمّد بن رضا عليه السلام - مگر چه شده است؟
- اگر آفريدهاى علم غيب بدانداو است.
- چطور؟
- حادثه شگفتى از او برايت بگويم كه هيچ كس- نه تو و نه ديگران- آن را نشنيده است؛ ليكن خدا رابر تو گواهمى گيرم كه آن را براى كسى فاش نكنى؛ چه آن كه من پزشكم و زندگى ام در دست «سلطان» است