تاريخ زندگانى امام هادى(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٩٦
به همين زودى چنان زمين گيرت كنم و در پيشگاه خدا در موقعيّتى قرارت دهم كه چيزى برابت باقى نماند.
چند روزى طول نكشيد كه خداوندِ انتقام گيرنده، احمد بن خصيب را بشدّت مورد عذاب قرار داد و او را هلاك ساخت. «١» ٣- در سطح تودههاى مردم على رغم محدوديّهاى ايجاد شده از سوى حكومت عباسى، امام هادى عليه السلام در هر فرصت و موقعيّتى حتى به هنگام گذر از خيابان، با افراد و گوههاى مختلف مردم ديدار مىكرد. مهمترين موضعى كه در ديدارها مطرح مىشد مسأله «امامت» بود؛ چه از ناحيه مردم كه مشكل داشتند و درپى شناخت امام واقعى خويش بودند، و چه از ناحيه امام عليه السلام كه در صدد هدايت افراد، يا تقويت ايمان آنان و يا ابلاغ به ديگران بود. طرح مسأله امات در اين سطح از سوى امام عليه السلام به دو شيوه صورت مىگرفت:
* عنوان كردن مسأله امامت و بحث درباره آن - سعيد بن سهيل بصرى ملقّب به «ملّاح) مىگويد: همراه «جعفر بن قاسم بصرى» كه واقفى بود در سامّرا بوديم. هنگام عبور ا تاريخ زندگانى امام هادى(ع) ٢٠٢ درس بيستم: فعاليتها و مبارزات امام هادى عليه السلام(٢)
ز خيابانى، ابوالحسن عليه السلام او را ديد و فرمود:
تا كى بايد در خواب باش؟ آيا زمان آن نرسيده است كه از خواب غفلت بيدار شود؟
امام عليه السلام با بيان اين دو جمله، مرد واقفى را وادار به تفكّر و تجديد نظر در اعتقاد باطلش كرد و زمينه بازگشت به حق را در وجود او فراهم ساخت، و سرانجام در مجلس ديگرى