تاريخ زندگانى امام هادى(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٩١
بهترين شاعران كيستند؟ وى در برخى از شعراى دوران جاهليّت و اسلام را نام برد، ولى متوكّل توجّهى نكرد. سپس متوجّه امام هادى عليه السلام شد و همان پرسش را از حضرت كرد.
امام عليه السلام فرمود: «حِمَّانى» «١» آنجا كه مىگويد:
لَقَدْ فاخَرَتْنا مِنْ قُرَيْشٍ عِصابَةٌ بِمَدِّ خُدُودٍ وَ امْتِدادِ اصابِعِ فَلَمَّا تَنازَعَنا الْمَقالَ قَضى لَنا عَلَيهِمْ بِما نَهْوى نِداءُ الصَّوامِعِ تَرانا سُكُوتاً وَ الشَّهيدُ بِفَضْلِنا عَلَيْهِمْ جَهيرُ الصَّوْتِ فى كُلِّ جامِعٍ فَانَّ رَسُولَ اللَّهِ احْمَدَ جَدُّنا وَ نَحْنُ بَنُوهُ كَالنُّجُومِ الطَّوالِعِ - گروهى از قريش، به كشيده بوده گونهها و بلندى انگشتانشان با ما به تفاخر برخاستند.
- زمانى كه كار به منزاعه كشيد فرياد عبادتگاهها (به اذان) به سود ما، آن گونه كه ما مىخواستيم داورى كرد.
- تو ما را ساكت مىبينى، در حالى كه گواه برترى و فضيلت ما بر قريش آواى بلند در (مأذنه) همه مساجد است.
- براستى رسول خدا، احمد صلى الله عليه و آله جدّ ماست و ما فرزندان او همچون ستارگان درخشانيم (و در آسمان انسانيّت مىدرخشيم).
متوكّل نگاهى به امام عليه السلام كرد و گفت: اى ابوالحسن! مقصود از «نداء الصّوامع» در اين شعر چيست؟
حضرت، پاسخ داد: «اشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللَّه وَ اشْهَدُ انْ مُحَمَداً رَسُولُ اللَّهِ.» سپس افزود: اين محمّد صلى الله عليه و آله جدّ من است يا تاريخ زندگانى امام هادى(ع) ١٩٦ * عنوان كردن مسأله امامت و بحث درباره آن ص : ١٩٦ جدّ تو!؟
متوكّل كه تمام وجودش را خشم و غضب فرا گرفته بود با صدايى لرزان و لحنى كه حاكى