تاريخ زندگانى امام هادى(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٦٩
فدايت شوم! از هر امر و فرصتى براى خاموش كردن نور الهى شما و كوتاهى كردن در حقّتان استفاده مىكنند؛ چندان كه شما را در اين كاروانسراى بدنام و نامناسب كه جاى گدايان است فرود آوردهاند.
امام عليه السلام رو به او كرد و فرمود: «تو اينجايى اى پسر سعيد؟» «١»- و معرفت تو نسبت به ما، در همين حدّ است كه با چشم ظاهر مىبينى!؟- سپس براى تسكين و آرامش دل غمگين و متأثّر اين دوست اهل بيت عليه السلام و بالا بردن سطح درك و شناخت او نسبت به مقام امامت، دريچهاى از زندگى واقعى خويش را بر روى او گشود؛ با دست به سمتى اشاره كرد و فرمود: نگاه كن.
صالح بن سعيد مىگويد: وقتى نگاه كردم باغهاى زيبا و آراسته، نهرهاى جارى، درختهاى سرسبز و خوشبويى كه بهترين عطرها از آنها استشمام مىشد و پسرانى همچون دانههاى مرواريد نهفته و دست نخورده را ديدم. با ديدن اين منظرهها چشمانم خيره و شگفتىام بيشتر شد.
امام عليه السلام رو به من كرد و فرمود: «اى پسر سعيد! ما هر كجا كه باشيم اينها (كه مىبينى) از آنِ ما و در اختيار ماست. ما در «خان الصّعاليك» نيستيم.» «٢» امام هادى عليه السلام در «عسكر» پس از گذشت يك روز از توقّف امام هادى عليه السلام در «خان الصّعاليك» آن حضرت به دستور متوكّل به منزلى كه از قبل براى او در نظر گرفته شده بود منتقل شد. و از آنجا كه هدف متوكّل از احضار امام عليه السلام به سامرّا، تحتنظر گرفتن و دور نگهداشتن آن گرامى از فعّاليّتهاى اجتماعى و فرهنگى و ارتباط با تودههاى مردم بود، طبعاً منزلى كه براى او در