تاريخ زندگانى امام هادى(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٠٤
بين نيروهاى حكومتى و يحيى جنگ سختى در گرفت. عباسيان، نخست از انقلابيّون شكست خوردند؛ ولى با رسيدن نيروى كمكى براى آنان، يحيى به شهادت رسيد، تعدادى از نيروهايش اسير و بقيّه كشته يا متوارى گشتند.
شهادت يحيى در ميان مردم كوفه و هواداران وى در بغداد موجى از تأثّر و اندوه ايجاد كرد. مردم بغداد ابتدا شهادت او را باور نمىكردند و با صداى بلند فرياد مىزدند: او كشته نشده و فرار نكرده، بلكه سر به بيابان نهاده است. ولى وقتى سرِ بريده او را وارد بغداد كردند مردم يقين كردند كه او به شهادت رسيده است. «١» شاعران آزاده و مبارزى كه در اين دوران مىزيستند در رثاى يحيى و عظمت نهضت او و نيز درباره جنايات حكومت عباسيان، اشعار زيادى سرودند، كه ابوالفرج اصفهانى بعضى از آنها را آورده است. «٢» براى نمونه چند شعر «ابن رومى» را از ميان قصيده مفصّلى كه در رثاى يحيى سروده است ذكر مىكنيم.
امامَكَ فَانْظُرْ اىَّ نَهْجَيْكَ تَنْهَجُ طَريقانِ شَتّى: مُسْتَقيمٌ وَ اعْوَجُ الا ايُّهذَ النّاسُ طالَ ضَريرُكُمْ بِآلِ رَسوُلِ اللَّهِ، فَاخْشَوْا، اوِارْتَجوُا ابَعْدَ الْمُكَنّى بِالْحُسَيْنِ شَهيدِكُمْ تُضاءُ مَصابيحُ السَّماءِ فَتُسْرَجُ لَنا وَ عَلَيْنا، لا عَلَيْهِ وَ لا لَهُ تُسَجْسِجُ اشْرابُ الدُّموُعِ وَ تَنْشَجُ وَ كَيْفَ نَبْكى فائَزاً عِنْدَ رَبِّهِ لَهُ فى جِنانِ الْخُلْدِ عَيْشٌ مُخَرْفَجُ وَ كُنّا نُرَجّيهِ لِكَشْفِ عَمايَةٍ بَامْثالِهِ، امْثالُها تَتَبَلَّجُ «٣» - در پيش روى تو دو راه راست و كج وجود دارد. اينكه بنگر كه رهرو كدامين راه هستى.
- هان اى مردم! براستى كه زيان شما نسبت به خاندان رسول خدا صلى الله عليه و آله بسيار شد؛ پس از خدا بترسيد، يا آماده عذاب او باشيد.